ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - ٢- ٣ شكل گيرى نظام حقوقى واحد در جهان
نقش مسيح (ع) در ايجاد وحدت دينى
با استناد برخى از آيات[١] و نيز روايات متعدّد، عيسى (ع) پس از ظهور امام عصر (عج) براى حمايت از ايشان و دعوت جهانيان به پذيرش اسلام از آسمان چهارم، به زمين فرود مى آيد.[٢]
اين امر با توجّه به دلهاى غير متعصّب مسيحيان، چنانكه قرآن از آنان ستايش كرده است،[٣] راه پذيرش اسلام و باور به امامت مهدى (ع) از سوى مسيحيان را هموار خواهد كرد.
٣. حاكميت نظام سياسى واحد بر جهان
سومين مؤلّفهاى كه به كمك آيات و روايات مهدوى، مىتوان براى ترسيم جغرافياى سياسى و اجتماعى جهان پس از ظهور برشمرد، حاكميت نظام سياسى واحد در جهان است؛ به اين معنا كه پس از ظهور امام عصر (عج) تنها يك نظام سياسى بر سرتاسر جهان حاكم خواهد بود و پراكندگى موجود جهانى كه مبتنى برتكثّر نظامهاى سياسى، مرزبندىهاى جدا براى هر كشور و تكثّر قوانين اساسى هر كشور و ساير شاخصههاست، پايان خواهد پذيرفت. در اينجا، دو شاخصه از شاخصههاى تشكيل نظام سياسى واحد در عصر ظهور را مورد بررسى قرار مىدهيم كه عبارتند از:
١. كنار رفتن مرزبندىهاى جغرافيايى؛
٢. شكلگيرى نظام حقوقى واحد در جهان.
١- ٣. كنار رفتن مرزبندىهاى جغرافيايى
مىدانيم كه يكى از موانع مؤثّر در ايجاد همگرايى و يكپارچگى جهانى، مرزبندىهاى جغرافيايى است كه در كش و قوس حوادث و رويدادهاى مختلف پديد آمده است و ساكنان هريك از مرزبندىهاى مختلف، براساس اشتراك نژاد، زبان، قوميت، فرهنگ يا حتّى بدون داشتن اشتراك لازم، كشورى خاص را تشكيل دادهاند.
تكثّر جغرافيايى ملّتها در كنار به همراه آوردن منافعى در سطح ملّى، در نگاهى جهانى، هماره زمينهساز ستيزها و منازعات پيوسته ميان دولتها بر سر تصاحب خاك و سرزمين يكديگر بوده است؛ به عنوان نمونه در گذشته دور، يكى از مهمترين عامل جنگهاى گسترده ميان دو امپراطورى «ايران» و «روم» و هجوم گسترده اسكندر مقدونى و سپاه مغول به ايران كه هريك پيامدهاى بسيار تلخ و مرگبارى براى بشريت در پى داشت، مرزبندىهاى جغرافيايى بوده است؛ چنانكه در دو سده اخير نيز يكى از عوامل شكلگيرى دو جنگ جهانى اوّل و دوم، چنگ انداختن بر بخشى از سرزمينهاى دولتهاى رقيب بوده است.
امروز نيز كه به كمك سازمانهاى جهانى و در سايه قوانين حقوقى الزامآور، مرزبندى حكومتها شكل گرفته است، همچنان در گوشه و كنار دنيا هر از گاهى، شاهد جنگهاى منطقهاى، ناشى از اختلافات مرزى هستيم. جنگهاى مستمر ميان هند و پاكستان بر سر تصاحب منطقه «كشمير»، جنگ «انگلستان» و «آرژانتين» بر سر تصاحب جزيره «فالكلند»، منازعه مستمر «چين» و آمريكا درباره حقّ مالكيت چين بر «تايوان»، جنگ «عراق» عليه ايران و «كويت» كه با ادّعاى مالكيت بخشى از خاك اين دو كشور انجام گرفت، از نمونههاى بارز تاثيرگذارى مرزبندىهاى جغرافيايى در بروز ستيزها و منازعات بينالمللى و منطقهاى است.
براى ريشهكن كردن اين دست از مخاصمات و ستيزها، بهترين و كارآمدترين كار، لغو مرزبندىها و مالكيتهاى جغرافيايى و اعلام يك كشور جهانى به جاى نزديك به دويست كشور است. در اين صورت، ديگر منازعات و مخاصمات مرزى يا جنگ براى تصرّف سرزمينى ديگر و افزودن آن بر سرزمين خود، معنا نخواهد داشت.
اين درست كارى است كه امروزه به صورت كمرنگى در كشورهاى اروپايى تحقّق يافته و آنان گرچه بر مرزبندىهاى كنونى پاى مىفشارند، امّا با اعلام يك كشور اروپايى و تلقّى هريك از شهروندان يك كشور اروپايى، به عنوان شهروند كشورى ديگر، تا حدودى به اين آرمان نزديك شدهاند. بدين جهت است كه ميزان مخاصمات و ستيزهاى كشورهاى اروپايى بر سر مرزهاى جغرافيايى، به حدّ صفر رسيده است.
اين امر به صورت گسترده و جامع با ظهور امام عصر (عج) و تدبير ايشان محقّق خواهد شد. به اين معنا كه امام عصر (عج) با لغو مرزهاى جغرافيايى و كنار گذاشتن تكثّر كشورها، وجود تنها يك كشور جهانى را اعلام خواهد كرد و اين بزرگترين تحوّلى است كه در بعد اجتماعى، در جغرافياى جهان پس از عصر ظهور اتّفاق خواهد افتاد.
ممكن است اين پرسش به ذهن تبادر كند كه با حذف حكومتها و دولتهاى مختلف در عصر ظهور و با توجّه به گستردگى جهان، امام عصر (عج) چگونه جهان را اداره خواهد كرد؟ مگر نه آن است كه امروزه براى اداره موفّقتر، گاه يك استان پهناور در يك كشور را به دو يا سه بخش تقسيم مىكنند؟!
در پاسخ به نظر مىرسد كه نحوه حكومت امام عصر (عج) نسبت به بخشهاى مختلف جهان به صورت فدراتيو خواهد بود؛ به اين معنا كه براى هر منطقه، حكومت محلّى تابع حكومت مركزى شكل مىگيرد؛ به عبارت روشنتر محتملًا امام عصر (عج) براى مشيّت امور مناطق مختلف دنيا، براى آنها مرزبندىهاى نوين، امّا نه به معناى شكلگيرى كشور جديد و احتمالًا منطبق با تقسيم بندىهاى علمى، جغرافيايى، ايجاد و كشورها را به ايالتها و استانهاى مختلف تقسيم خواهد نمود.
در آن حكومت جهانى، به جاى عنوان رؤساى جمهور، پادشاهان و ... از عنوان واليان و استانداران استفاده خواهد شد؛ چنانكه در دوران حضرت امير (ع) چنين وضعيتى در گستره عظيم حكومت اسلامى حاكم بوده است. با چنين تدبيرى، يكى ديگر از عوامل و زمينههاى اختلاف و ستيزها مرتفع خواهد شد.
٢- ٣. شكلگيرى نظام حقوقى واحد در جهان
دومين شاخصه براى تحقّق نظام واحد سياسى در عصر ظهور، شكل گيرى نظام حقوقى واحد در سراسر جهان است كه در سايه تشكيل حكومت واحد جهانى و حاكميت اسلام بر جهان، به عنوان دين كامل و جامع تحقّق خواهد يافت.
اهمّيت اين شاخصه براى تحقّق جغرافياى سياسى واحد در عصر ظهور، از آن جهت است كه وجود قوانين مختلف، يكى از عوامل مؤثّر در ايجاد