ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٦ - دقّت كنيد!
دليل ديگر، تأثير منفى بر رفتار اوست. عدم وفاى به عهد، موجب افسار گسيختگى و بروز رفتارهاى نادرست در فرزندان مىشود. امام على (ع) مىفرمايد:
«لا يَصلُحُ مِن الكَذِبِ جِدٌّ و لا هَزلٌ، ولا أن يَعِدَ أَحَدُكُم صَبِيَّهُ ثُمَّ لا يَفى لَهُ، إنَّ الكَذِبَ يَهدى إلَى الفُجورِ؛[١]
دروغ، چه جدّى و چه شوخى، درست نيست و نيز اين كه كسى از شما به كودكش وعده بدهد و به آن وفا نكند؛ چرا كه دروغ، [انسان را] به افسارْ گسيختگى مى كشانَد.»
راز بسيارى از بدرفتارى فرزندان را بايد در بدعهدى والدين جست؛ اين يك واقعيت است.
خلاصه سخن اين كه از هنگامى كه كودك به مرحله درك مىرسد، در تعامل خود با والدين، با وعدههايى برخورد مى كند. اين وعدهها گاه عملى مىشوند و گاه نمىشوند. در آموزههاى اسلام، اين مسئله مورد توجّه قرار گرفته و نسبت به وفاى به عهد، توصيه اكيد شده است. دليل اين توصيه را به چند وجه مىتوان تحليل و تبيين كرد:
الف) يكى جنبه اخلاقى مسئله است. تخلّف از وعده، از اخلاق ناپسند است و در همهجا و نسبت به هر كس، صادق است و يكى از مصاديق آن هم كودك است.
ب) ديگرى، جنبه بدآموزى آن براى كودك است. هر چند خُلف وعده، نهى عام دارد، ولى درباره كودك به جهت شرايط سنّى و تربيتى خاصّى كه دارد، از اهمّيت ويژهاى برخوردار است. كودك، از رفتار ديگران، به خصوص والدين، الگو مىگيرد و اين الگوگيرى، چون در سنين كودكى است، تأثير پايدار و عميق بر شخصيت وى مىگذارد، به گونهاى كه اصلاح آن، غيرممكن يا بسيار دشوار خواهد بود.
ج) و امّا جنبه سوم كه مهمترين آنها مىباشد، تأثير منفى آن بر رابطه كودك با خدا در آينده است. برخى پژوهشها نشان داده كه نوع ارتباط كودك با خداوند، تحت تأثير نحوه ارتباط والدين با كودك بوده است. پيش از آنكه كودك با مفهوم خدا آشنا شود، والدين، به خصوص پدر را ربّ و صاحب اختيار خود مىداند و به تعبيرى نقش خداوندى براى وى قائل است (و به همين دليل، والدين خود را بىعيب و نقص و داراى همه كمالات و فضايل مىداند و حتّى تصوّر هم نمىكند كه آنان، داراى عيب و نقصى باشند.) حال اگر والدين به وعدههايى كه به كودك خود دادهاند، عمل نكنند، او اين خُلفِ وعده را به مفهوم خداوندى تسرّى مىدهد و ناخودآگاه، در آينده، رابطه او با خداوند را تحت تأثير منفى قرار مىدهد.
حديث شريف «لْجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدَامِ الْأُمَّهَات؛ بهشت، زير پاى مادران است.» نيز در همين بستر مىتواند تحليل شود؛ يعنى گذشته از تلاشهايى كه مادران براى تربيت دينى كودك مىكنند، شكل ارتباط مادر با كودك، تأثير مهمّى در شكلگيرى تصوّر كودك از خداوند دارد و اين، مىتواند در آينده كودك تأثيرگذار باشد.
و اكنون مىفهميم كه چقدر اشتباه كردهايم ..!
پىنوشتها:
[١]. مجلسى، محمّدباقر، «بحار الأنوار»، ج ٧١، ص ١٥٦.
[٢]. «كنز الفوائد»، ج ٢، ص ٦٦، «بحار الأنوار»، ج ١٣، ص ٤٣٢ ح ٢٤.
[٣]. «كنز الفوائد»، ج ٢، ص ٦٨.
[٤]. همان، ج ٢، ص ٦٦.
[٥]. «الاختصاص»، ص ٣٣٧.
[٦]. «إرشاد القلوب»، ص ٧٣.
[٧]. «الجعفريّات»، ص ١٦٦.
[٨]. «السنن الكبرى»، ج ١٠، ص ٣٣٥، ح ٢٠٨٣٩.
[٩]. «الكافى»، ج ٦، ص ٤٩، ح ٣.
[١٠]. «الأمالى للصدوق»، ص ٥٠٥، ح ٦٩٦.