ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩١ - دهه سينماى آپوكاليپتيك
ميلادى چه خبر؟! فيلمهاى افشاگر اجتماعى كجا رفتند؟!!
مثلًا در فيلم «كنستانتين» (فرانسيس لارنس- ٢٠٠٥ م.) پيدا شدن سرنيزهاى كه گويا بر فراز صليب، مسيح را كشته، كليدى براى آغاز وقايع آخرالزّمان مىشود (مانند آن توتم يا شبه توتم پازوزا در فيلم «جن گير»). در اينجا هم، كنستانتين (با بازى كيانو ريوز) كه جسم برزخى قوى دارد و متخصّص علوم غريبه است، به عنوان منجى وارد دعواى خير و شر مىگردد. كنستانتين از مرز خير و شر هم عبور كرده و نظارهگر رقابتى مىشود كه يك داور سياه پوست هم دارد! كه در جدال بين خدا (به نمايندگى ميكائيل) و شر (به نمايندگى شيطان) قضاوت مىكند!! در اين فيلم، كنستانتين موجودى است كه قرار است سپاه بشرى را هدايت نمايد.
در همان زمان فيلمهاى متعدّد ديگرى به اكران سينماهاى جهان در آمدند كه با لحن آخرالزّمانى كه مخاطبانشان را از موجودات و پديدههاى موهوم، مىترساندند. فيلمهايى مانند:» Beowulf «، «٦٦٦»، «جانور»، «شب زامبى ٢»،» Cult «، «غير مقدّس»، «كيفرهاى گناه»، «برآمدن»، «درو كردن»، «٢٨ روز بعد» (از دنى بويل كه قبلًا فيلمهايى مانند: «قطار بازى» و «گور كم عمق» را ساخته بود و در سال ٢٠٠٩ م. نيز «ميليونر زاغهنشين» را كارگردانى كرد)، «٢٨ هفته بعد»،» Gryphon «و ... كه همگى درباره وضعيّت آخرالزّمان، منجى يا موجودات شريرى بودند كه مىخواستند جهان را به تسخير خود درآورده و انسانها را نابود سازند.
در اين مسير بسيارى از فيلمسازان ظاهراً سرگرمى ساز و حتّى مؤلّف و شبه مؤلّف غرب (كه اساساً مدّعى بودند به هيچوجه با فيلمهاى ايدئولوژيك سازگارى ندارد) هم به ساخت آثار آخرالزّمانى كشانده شدند. از لارس فن ترير دانماركى و از مبدعان نظريه هنرى دگما ٩٥ كه فيلم آخرالزّمانى «ضدّ مسيح» را در سال ٢٠٠٩ م. ساخت تا متيو كاسوويتس از سينماى «فرانسه» كه پس از ساخت آثار شبه هنرى همچون