ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٨ - دهه سينماى آپوكاليپتيك
و بالأخره «٢٠١٢» (٢٠٠٩ م.) را ساخت كه تازهترين تئورىهاى آخرالزّمانى ايوانجليستها و جديدترين پيشبينىهاى مسيحيان صهيونيست را براى پايان جهان نمايش مىداد.
از فيلمهاى كودكان و انيميشنهاى پرفروش اين سالها نمىتوان گذشت كه برخى در زير لايههاى خود و بعضى بدون واسطه و صريح دم از ايدئولوژى آخرالزّمانى مىزدند. كارتونهايى مانند: «شگفت انگيزها»، «جيمى نيوترون»، «روباتها»، «وال اى»، «٩»، «بالا» و ...
اين سير شگفت انگيز توليد آثار آخرالزّمانى در هاليوود بدان حد بود كه در همان سالها يكى از منتقدان سينمايى اين تعبير را به كار گرفت كه سينماى غرب، آرايش آخرالزمانى گرفته است و فيلمساز شناخته شدهاى مانند تيم برتن به عنوان تهيه كننده انيميشن «٩» در مصاحبهاى به مناسبت نمايش عمومى آن به طعنه گفت كه اين فيلم از صدهزار فيلم آخرالزّمانى كه در هاليوود ساخته شده، بهتراست! اين طعنه تيم برتن بيش از هر موضوعى به خيل آثار آخرالزّمانى اشاره داشت كه محصولات كمپانىهاى هاليوودى را در برگرفته است بدان حد كه ديگر نمىتوان به سان برخى، چشمهاى خود را بست. همه چيز را به سرگرمى، اقتصاد، گيشه و فروش اين فيلمها نسبت داد، در حالى كه براساس آمار موجود، كمتر از ١٠ درصد اين گونه فيلمها از فروش قابل توجّهى در جدول اكران آمريكا برخوردارند!!
امّا به راستى علّت گرايش سينماى غرب و هاليوود به آخرالزّمان چيست؟ اصلًا غرب با آخرالزّمان چه كار دارد؟ مگر نه اين است كه پس از قرون وسطا و نهضت به اصطلاح اصلاح دينى و پروتستانتيزم و جنبش معروف به روشنگرى و محور قرار دادن انديشههاى اومانيستى و سكولاريستى در زندگى بشر، اساساً بين انسان و آسمان فاصله انداختند و جايى براى انديشههاى الهى در زندگى بشر كنونى باقى نگذاردند؟ مگر نه آنكه به اسم تجربهگرايى و پوزيتويسم، هر آنچه كه نشانى از ماورا و متافيزيك و مقولات فرامادّه داشت را حذف نمودند؟
امّا نقبى به تاريخ تفكّر و انديشه در ٣- ٤ قرن اخير، حكايت از آن دارد كه همزمان و موازى با بركشيدن نهضت به اصطلاح روشنگرى و قراردادن اومانيسم (انسان محورى) و سكولاريسم (جدايى دين از زندگى) در فقرات تئورىهاى اجتماعى، جنبش اصلاح دينى از دل مسيحيت، فرقهاى را بيرون كشيد كه «عهد جديد» را با آموزههاى اشراف يهود تركيب نموده و آرمانهاى تاريخى، سياسى آنها را به عنوان تكليف دينى خويش قرار مىداد تا به قول خود، زمينههاى بازگشت مسيح موعود را فراهم آورند. اين آرمانها- كه به عنوان شروط اصلى زمينه سازى بازگشت مسيح موعود ذكر گرديد- عبارت بودند از:
١. كوچاندن قوم يهود به سرزمين مقدّس فلسطين و برپايى اسرائيل بزرگ؛
٢. برپايى جنگ آخرالزّمان يا آرمگدون براى دردست گرفتن حاكميت جهانى به مركزيت اسرائيل.
آنها كه چنين آرمانهايى را فرا راه خود به عنوان تكليف الهى برشمردند، در اصطلاح پيوريتن، ناميده شدند و در كنار اشراف يهودى كه هزينههاى سفر كريستف كلمب را براى كشف قارّه نو پرداخته بودند، نخستين مهاجران اين قارّه به شمار آمدند. ١
آنها به آمريكا رفتند نه براى اينكه مكان تازهاى براى زندگى و خوشبختى بيابند؛ بلكه براساس اسناد و شواهد معتبر خودشان، پيوريتنهاى مهاجر براى عملى ساختن همان تكليف الهى به