ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و سى و دو- يكصد و سى و سه
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
اسلام هراسى و اسلام گرايى
٤ ص
(٤)
نظام سلطه و انقلاب اسلامى
٨ ص
(٥)
1 ظهور پديده اصولگرايى اسلامى
٨ ص
(٦)
2 راهبرد غرب در برخورد با اصولگرايى اسلامى
١١ ص
(٧)
الف) گسترش فساد و تباهى در ميان جوانان
١٢ ص
(٨)
ب) تغيير فرهنگ و قوانين حاكم بر زن و خانواده
١٢ ص
(٩)
انقلاب اسلامى در نگاه خردمندانه رهبر معظّم انقلاب
١٤ ص
(١٠)
1 ماهيّت انقلاب اسلامى
١٥ ص
(١١)
2 آسيب ها و تهديدها
١٥ ص
(١٢)
1- 2 آسيب ها و تهديدهاى درونى
١٥ ص
(١٣)
انقلاب اسلامى؛ فرصت ها و تهديدها
١٦ ص
(١٤)
ارزش واقعى انسان به چيست؟
١٧ ص
(١٥)
راه هاى نرفته!
١٨ ص
(١٦)
ردّ هواپيماى امام
٢٥ ص
(١٧)
گاردى ها
٢٧ ص
(١٨)
گلستانه
٣٠ ص
(١٩)
شرق تجلّى
٣٠ ص
(٢٠)
شور گل
٣٠ ص
(٢١)
چند رباعى بهارى
٣٠ ص
(٢٢)
بهار است و هنگام گل چيدن من
٣١ ص
(٢٣)
بهار شد
٣١ ص
(٢٤)
سحرى ماندگار
٣١ ص
(٢٥)
نقش امام حسن عسكرى (عليه السلام) در هدايت علمى و فرهنگى جامعه
٣٢ ص
(٢٦)
مصاديقى از موضع گيرى هاى امام (ع)
٣٢ ص
(٢٧)
1 موضع گيرى در قبال صوفيه
٣٢ ص
(٢٨)
2 موضع گيرى در برابر واقفى ها
٣٢ ص
(٢٩)
3 موضع گيرى در برابر ثنويه يا دوگانه پرستان
٣٤ ص
(٣٠)
4 موضع گيرى در برابر مفوّضه
٣٤ ص
(٣١)
تلاش هاى علمى امام حسن عسكرى (ع)
٣٤ ص
(٣٢)
ايجاد شبكه ارتباطى با شيعيان
٣٥ ص
(٣٣)
حضور در خانه شيعيان
٣٥ ص
(٣٤)
پيك نامه ها
٣٥ ص
(٣٥)
فعّاليت هاى سياسى پنهان
٣٦ ص
(٣٦)
پشتيبانى مالى از شيعيان
٣٦ ص
(٣٧)
آماده سازى شيعيان براى دوران غيبت
٣٧ ص
(٣٨)
دلايل رفتار امام
٣٧ ص
(٣٩)
نشانه هايى براى ياران
٣٨ ص
(٤٠)
زمينه سازى عصر غيبت
٣٨ ص
(٤١)
بيانيه هاى امام حسن عسكرى (ع) درباره غيبت امام مهدى (ع)
٣٨ ص
(٤٢)
مدّعيان دروغين مهدويت در تاريخ
٤٠ ص
(٤٣)
سوءاستفاده عبّاسيان از مهدويّت
٤٢ ص
(٤٤)
استفاده از القاب داراى مفاهيم دينى
٤٢ ص
(٤٥)
رقابت دو مدّعى دروغين مهدويّت!
٤٣ ص
(٤٦)
1 آيات قرآن مجيد
٤٤ ص
(٤٧)
2 اجماع مسلمانان
٤٧ ص
(٤٨)
3 احاديث اهل سنّت
٤٧ ص
(٤٩)
4 روايت و اخبار شيعه
٤٨ ص
(٥٠)
جابلقا و جابرسا
٥٠ ص
(٥١)
رمز ارتباط معنوى با امام زمان (عج)
٥٤ ص
(٥٢)
اثر گناه بر قلب و اعتقاد انسان
٥٤ ص
(٥٣)
اثر گناه بر ارتباط معنوى با امام عصر (ع)
٥٦ ص
(٥٤)
راهى براى ترك گناه
٥٧ ص
(٥٥)
اديان آسمانى در دوران ظهور
٥٨ ص
(٥٦)
اديان و علل تعدّد و وجود اختلاف ميان آنها
٥٨ ص
(٥٧)
حركت تكاملى اديان
٥٨ ص
(٥٨)
وضعيّت اديان در دنياى امروزى
٦٠ ص
(٥٩)
حركت مهدوى و اصول آن
٦٠ ص
(٦٠)
امنيت در حكومت مهدوى
٦٢ ص
(٦١)
امنّيت اجتماعى
٦٣ ص
(٦٢)
امنّيت فرهنگى و معنوى
٦٣ ص
(٦٣)
امنّيت علمى
٦٤ ص
(٦٤)
امنّيت قضايى و حقوقى
٦٥ ص
(٦٥)
فرماندهان آخرالزّمانى شيطان
٦٦ ص
(٦٦)
مدّعيان معاصر
٦٦ ص
(٦٧)
زمينه هاى ادّعا
٦٨ ص
(٦٨)
نجات باورى مهدوى
٦٨ ص
(٦٩)
جهل و نادانى مردم
٦٨ ص
(٧٠)
نابه سامانى هاى اجتماعى و اقتصادى
٦٨ ص
(٧١)
انگيزه هاى ادّعا
٦٨ ص
(٧٢)
1 ثروت طلبى
٦٨ ص
(٧٣)
2 شهرت طلبى
٦٩ ص
(٧٤)
3 مقام دوستى
٦٩ ص
(٧٥)
4 بحران اخلاقى- جنسى
٦٩ ص
(٧٦)
5 عقده هاى شخصيّتى و كمبود محبّت (محبوبيّت طلبى)
٦٩ ص
(٧٧)
6 مأموريت از شرق، غرب يا يهود
٦٩ ص
(٧٨)
7 مأموريت و ترس از ناحيه جنّيان
٧٠ ص
(٧٩)
منشأ ادّعا
٧٠ ص
(٨٠)
انسى (خود فرد و ديگر انسان ها)
٧٠ ص
(٨١)
جنّى
٧٠ ص
(٨٢)
تأثيرات مدّعيان
٧٠ ص
(٨٣)
1 شبهه پراكنى در جامعه (قلب و تحريف حقايق)
٧٠ ص
(٨٤)
2 تضعيف باور بينندگان و اطرافيان سست ايمان
٧٠ ص
(٨٥)
3 تقليل و تضعيف جبهه حق
٧١ ص
(٨٦)
4 زمينه ساز نفوذ، موفّقيت و سلطه دشمنان جنّى و انسى
٧١ ص
(٨٧)
علل پذيرفته شدن مدّعيان
٧١ ص
(٨٨)
جهل، بى اطّلاعى، بى سوادى و خرافه گرايى
٧١ ص
(٨٩)
هم سويى ادّعاها با هواهاى نفسانى مريدان
٧١ ص
(٩٠)
بحران هاى شخصى
٧١ ص
(٩١)
ضعف محتوايى، شخصيتى و در تبليغ مطالب دينى
٧١ ص
(٩٢)
نحوه همراهى مدّعيان
٧١ ص
(٩٣)
1 شركت در جلسات و پيگيرى آثار
٧١ ص
(٩٤)
2 قبول ادّعاها و توّهمات
٧١ ص
(٩٥)
3 شركت در مراسم آيينى بدعت آميز
٧١ ص
(٩٦)
4 توسّل به مدّعى
٧٢ ص
(٩٧)
5 ارتكاب معاصى
٧٢ ص
(٩٨)
6 خود فروشى
٧٢ ص
(٩٩)
7 بى ناموسى و بى غيرتى
٧٢ ص
(١٠٠)
8 عبادت دينى سجده
٧٢ ص
(١٠١)
انديشه مهدويت و فلسفه تاريخ شيعى
٧٣ ص
(١٠٢)
مقدّمه
٧٤ ص
(١٠٣)
1 نگاه فرانگرانه به انديشه مهدويت
٧٥ ص
(١٠٤)
1- 1 مرجعيت قرآن و عترت، لازمه تحقيق و پژوهش در حوزه مهدويت
٧٥ ص
(١٠٥)
2- 1 «نورانى شدن ارض عالم به كلمه نور» مقياس حوادث عصر ظهور
٧٥ ص
(١٠٦)
3- 1 محوريت امام معصوم (ع) در تحقّق عصر ظهور
٧٧ ص
(١٠٧)
4- 1 تجلّى حقيقت وجود معصوم (ع) مبناى تحوّلات عصر ظهور
٧٨ ص
(١٠٨)
2 الزامات حركت به سمت عصر ظهور در دوره غيبت
٧٨ ص
(١٠٩)
1- 2 فقها، محور تكامل اجتماعى شيعه
٧٨ ص
(١١٠)
2- 2 تكامل نظام ولايت در مديريّت اجتماعى
٧٩ ص
(١١١)
دهه سينماى آپوكاليپتيك
٨٣ ص
(١١٢)
قانون اساسى ماسون هاى عصر خرد
٩٤ ص
(١١٣)
نوشته ها
٩٤ ص
(١١٤)
رهنماسنگ
٩٤ ص
(١١٥)
معرفى بانك بذر «روز مبادا» و پروژه انقلاب سبز
٩٧ ص
(١١٦)
امّا آنچه نمى دانيم
٩٧ ص
(١١٧)
مهندسى ژنتيكى نژاد برتر
٩٩ ص
(١١٨)
انقلاب سبز، زمينه جهانى سازى
٩٩ ص
(١١٩)
گاپ؛ پروژه اى صهيونيستى
١٠٠ ص
(١٢٠)
پروژه يهودى سازى منطقه جنوب شرق آناتولى
١٠٠ ص
(١٢١)
پروژه افزايش جمعيت يهودى منطقه گاپ
١٠٠ ص
(١٢٢)
خريد اراضى توسط شخصيت هاى حقيقى و حقوقى يهودى در گاپ
١٠١ ص
(١٢٣)
سخن آخر
١٠٣ ص
(١٢٤)
از آرمگدون تا قرقيسيا
١٠٤ ص
(١٢٥)
نبرد قرقيسيا
١٠٤ ص
(١٢٦)
دلايل يكسان نبودن آرمگدون و قرقيسيا
١٠٤ ص
(١٢٧)
1 يكسان نبودن در منطقه جغرافيايى
١٠٤ ص
(١٢٨)
1- 1 منطقه جغرافيايى قرقيسيا
١٠٤ ص
(١٢٩)
1- 2 منطقه جغرافيايى آرمگدون
١٠٤ ص
(١٣٠)
2 اختلاف در شخص موعود منتظَر
١٠٤ ص
(١٣١)
3 اختلاف در تعيين مصداق دشمنان موعود
١٠٦ ص
(١٣٢)
4 اختلاف در علّت پيدايى
١٠٨ ص
(١٣٣)
5 اختلاف در تعداد تلفات
١٠٩ ص
(١٣٤)
6 خرافى بودن آرمگدون و مبنادارى قرقيسيا
١٠٩ ص
(١٣٥)
شرق اسلامى و بلاى مبلّغان ظاهر مذهب
١١٠ ص
(١٣٦)
انسانيت، مديون خون حسين عليه السّلام
١١٦ ص
(١٣٧)
جهالت چيست؟
١١٦ ص
(١٣٨)
ضلالت يعنى چه؟
١١٨ ص
(١٣٩)
خانواده آسمانى
١٢٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - جابلقا و جابرسا

درباره جابلقا و جابرسا (و گفته شده جابرسا و جابلصا) دو شهرند، يكى در شرق و ديگرى در غرب. اهل آن بر اهل هر دينى وارد شوند، آنها را دعوت به پيروى از خداوند عزّوجلّ و اسلام و اعتراف به رسالت حضرت محمّد (ص) و توحيد و ولايت اهل‌بيت (ع) مى‌نمايند.

گفته شده كه جابلقا و جابرسا دو شهر خارج از اين جهان، پشت آسمان چهارم يا آسمان هفتمند و اهل اين دو شهر، دو گروه از فرشتگان يا شبيه به فرشتگانند.

اين دو شهر، شهرهايى هستند كه ابن حمدان الخصيبى در «هداية الكبرى» به نقل از اباعبدالله الحسين (ع) به آن اشاره نموده است. اميرالمؤمنين (ع) در يكى از خطبه‌هايش فرموده است: «من به جابلقا و جابرسا مى‌آيم و آسياب جنگ را مستقر مى‌سازم و جهان را با آن، همچون دانه‌هاى گندم در آسياب، آرد مى‌كنم.»

خداوند بلند مرتبه فرموده است: «حَتَّىإِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً؛[١] تا آنگاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد به نظرش آمد كه [خورشيد] در چشمه‌اى گل‌آلود و سياه غروب مى‌كند و نزديك آن طايفه‌اى را يافت. فرموديم: اى ذوالقرنين! [اختيار با توست‌] يا عذاب مى‌كنى يا در ميانشان [روش‌] نيكويى پيش مى‌گيرى.»

يعنى او (ذوالقرنين) زمانى كه به محلّ غروب خورشيد رسيد، متوجّه شد كه آن به يك چشمه گرم و داغ داراى لاى و لجن غروب مى‌كند و آن گل سياه است و «قرى حاميه»؛ يعنى منطقه داغ و احتمال دارد كه جامع دو وصف باشد، گفته شده كه شايد او به ساحل اقيانوس رسيده و خورشيد را آن‌گونه ديده است؛ زيرا در ديدرس چشم او تنها آب ديده مى‌شده و ديگرهيچ و به همين دليل گفته آن را ديد كه غروب مى‌كند و نگفت غروب مى‌كرد. از اميرالمؤمنين على (ع) نقل شده كه ايشان فرمود: زمانى كه همراه با خورشيد، به چشمه داغ رسيد، متوجّه شد كه خورشيد در آن غروب مى‌كند و هفتادهزار فرشته با آن است كه با زنجيرهاى آهنين و گيره‌ها و قلّاب‌ها آن را از ژرفاى دريا در سمت راست زمين مى‌كشند، همان‌گونه كه خورشيد بر روى آب حركت مى‌كند و در آن هنگام، در كنار آن چشمه، گروهى از مردم كافر بودند، گفتيم: «اى ذوالقرنين! يا آنها را عذاب كن (يعنى آنها را به خاطر كفرشان به قتل برسان) يا به آنان نيكى كن (آنها را راهنمايى كن و شريعت را به آنان آموزش بده).»

از پيامبر (ص) نقل شد كه فرمود: «خورشيد در حوالى شهرى كه به آن جابلقا گويند، طلوع مى‌كند. جابلقا هزار دروازه دارد و بر هر دروازه‌اى هزار نگهبان مستقر است و آنان، همان كسانى هستند كه خداوند در قرآن كريم از آنان نام برده و فرموده است: «تَطْلُعُعَلى‌ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً؛[٢] [و خورشيد] بر قومى طلوع مى‌كرد كه براى ايشان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم.» و خورشيد در حوالى شهرى كه به آن جابرصا گويند، غروب مى‌كند. جابرصا هزار دروازه دارد و بر هر دروازه‌اى هزاران نگهبان است.»

از ابومحمّد حسن بن على بن حسين (ع) نقل شده كه فرمود: خداوند دو شهر آفريده، يكى در مشرق و ديگرى در مغرب. نام اين دو شهر، جابلقا و جابلصا؛ (جابرصا) است. خداوند پيامبرى جز جدّ ما رسول‌الله براى هدايت آنان نفرستاده است. اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: «خداوند پشت مغرب شهرى دارد كه به آن جابلقا گويند. در جابلقا هفتاد هزار امّت وجود دارد. آنان حتّى به اندازه يك چشم بر هم زدن از فرمان خداوند سرپيچى نكرده‌اند. كردار و سخن آنان تنها نفرين بر دو نفر اوّلى است و بيزارى جستن از آن دو و اظهار ولايت اهل بيت (ع) است.»

امام صادق (ع) فرمودند: «پشت اين زمين شما، زمينى سفيد است كه نورش از آن خود است. در آن آفريده‌هايى است كه خداوند را به درستى پرستش مى‌كنند و هيچ‌گاه به او شرك نمى‌ورزند و از دشمنان خداوند بيزارى مى‌جويند ....»

همچنين از ايشان نقل شده كه فرمودند:

خداوند پشت دريا شهرى دارد كه وسعت آن به اندازه چهل روز راه است، در آن گروهى هستند كه هيچ‌گاه نافرمانى خداوند نكرده‌اند و ابليس را نمى‌شناسند و از آفريده شدن ابليس نيز خبرى ندارند. ما هميشه آنان را مى‌بينيم و آنان نيازها و پرسش‌هاى خود را با ما در ميان مى‌گذارند و از ما مى‌خواهند به آنها دعاها را آموزش دهيم و ما به آنان آموزش مى‌دهيم و آنان در مورد قائم ما و ظهور او سئوال مى‌كنند و پرستش و تلاش آنان بسيار زياد است و شهر آنان درهايى دارد كه ميان دو لنگه در، صد فرسخ است. آنان تقديس و تلاش بسيار زيادى دارند. اگر آنان را مشاهده كنيد، قطعاً اعمال (نيك) خود را بسيار ناچيز مى‌شماريد. آنان نماز به جاى مى‌آورند و يك ماه سر از سجده برنمى‌دارند، غذاى آنان تسبيح است و لباسشان برگ‌هاى (درختان)، چهره‌هايشان از نورانيّت مى‌درخشد و هنگامى كه يكى از ما را ببينند، خاك پاى ما را توتياى چشم خود كنند و به دور او گرد مى‌آيند و ازخاك پا (آثار او) تبرّك برمى‌دارند. هنگام نماز، آنان صداهايى دارند، صداهايى بلندتر از صداى طوفان. در ميان آنان گروهى هستند كه از زمانى كه انتظار آمدن قائم ما را مى‌كشند، سلاح بر زمين نگذاشته‌اند. دعا مى‌كنند كه خداوند ايشان را به آنان نشان دهد. آنان هزار سال عمر