ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - ٣ احاديث اهل سنّت
مطلق است.
و امّا آيه: «لِيُظْهِرَهُعَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» كه دلالتش بر غلبه اسلام واضح است.
و مؤيّد اين آيات رواياتى است كه در اين باره از حضرت رسول (ص) منقول است، مثل: «ليدخلن هذا الدّين على ما دخل عليه الليل؛ البتّه اين دين در هر كجا كه شب داخل شده باشد داخل مىشود».
و شايد نكته اين باشد كه فرمود: «على ما دخل عليه الليل» و نفرمود: «على ما دخل عليه اليوم او الشّمس» تشبيه دين به آفتاب باشد كه همانطور كه روز، آفتاب در هر كجا كه شب رفته باشد وارد مىشود، خورشيد عالمتاب اسلام نيز به تمام اماكن پرتو افكن خواهد شد و تاريكى كفر و شرك و ضلالت را نابود خواهد ساخت، همانطور كه آفتاب، تاريكى شب را از ميان مىبرد.
٢. اجماع مسلمانان
اگر مقصود از اجماع و اتّفاق، شيعه باشد كه محتاج به ذكر نيست و همه مىدانند كه از ضروريّات مذهب اماميّه ظهور قائم آل محمّد (ع)، فرزند امام حسن عسكرى (ع) است و اگر مقصود اتّفاق عامّه مسلمانان (از شيعه و سنّى) باشد براى اثبات آن، عبارت يكى از متتبعترين علماى اهل سنّت، علّامه معتزله ابن ابى الحديد در «شرح نهج البلاغه» كافى است كه مىگويد:
اتّفاق سنى و شيعه بر اين است كه دنيا و تكليف، منقضى و تمام نشود مگر بر آن حضرت- يعنى بعد از ظهور آن حضرت.[١]
كسانى كه در تاريخ تتبع دارند، مىدانند كه ظهور مصلح منتظَر و مهدى آل محمّد (ع) آنچنان مورد اتّفاق و مسلّم نزد تمام مسلمانان بوده كه از همان قرن اوّل هجرى تا حال در مقام ردّ ادّعاى افرادى كه ادّعاى مهدويّت كردند يا اين ادّعا را به آنها نسبت دادند، اصل ظهور قائم آل محمّد (ع) را كسى انكار نكرد، زيرا بر خلاف اجماع مسلمانان و انكار اخبار قطعى صادر از پيغمبر (ص) بود. بلكه در مقام ردّ آنها به فاقد بودن اوصاف و علاماتى كه براى مهدى موعود در اخبار و احاديث يادشده است، استناد مىجستند.
چنانچه چهار نفر از بزرگان علماى مذاهب چهارگانه اهل سنّت، ابن حجر شافعى، مؤلّف «القول المختصر» و ابو السّرور احمد بن ضياء الحنفى و محمّد بن احمد مالكى و يحيى بن محمّد حنبلى در جواب استفتايى كه از ايشان شده و در باب ١٣ از كتاب «البرهان فى علامات مهدى آخرالزّمان» عين فتاواى آنها را نقل كرده، همين روش را انتخاب نموده و به صحت اصل ظهور مهدى در آخرالزّمان و اينكه عالم را پر از عدل و داد كند و عيسى به آن حضرت اقتدا نمايد و اوصاف ديگر آن حضرت، رسماً فتواى محكم و مستدل و قاطع دادهاند حتّى شاعر بنى اميّه، حكيم بن عيّاش كلبى نيز در ردّ نسبتى كه به جناب زيد بن على بدون رضايت آن جناب داده شده بود (و او را مهدى خوانده بودند) گفته: «و لم ار مهديا على الجذع يصلب؛»[٢]
مقصودش اين است كه آن مهدى كه ظهور مىكند مستولى بر ممالك و فاتح كشورها مىگردد و عدل و داد را بسط مىدهد، پس چگونه ممكن است جناب زيد كه مصلوب شد، مهدى باشد.
٣. احاديث اهل سنّت
محدّثان بزرگ اهل سنّت كه ذكر اسامى و كتب و مصنّفات ايشان در اين مقاله سخن را طولانى مىسازد، احاديث درباره ظهور حضرت مهدى (ع) را تخريج نمودهاند و از جماعتى از صحابه[٣] و جمع بىشمارى از تابعان درباره ظهور آن حضرت روايات بسيارى نقل كردهاند و بعضى از ايشان در تخريج اين احاديث كتاب خاص نوشتهاند و گروه بسيارى از آنان تواتر اين روايات را صريحاً تصديق كردهاند و به آنچه در كلمات بسيارى از ايشان تصريح شده اين است كه نه فقط اصل ظهور مهدى (ع) به روايات متواتر از پيغمبر اكرم (ص) ثابت و قطعى است، بلكه به تواتر ثابت است كه آن حضرت زمين را پر از عدل و داد كند و عيسى (ع) از آسمان نزول كرده به آن حضرت اقتدا نمايد و تمام جهان را فتح كرده و احكام قرآن را نشر دهد.