ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٦ - جهالت چيست؟
انسانيت، مديون خون حسين عليه السّلام
اسماعيل حاجيان
پژواك فرياد بيدارى عاشورا سال ٦١ ق. چهارده قرن است كه بر تمام فضاى مادّى و معنوى زندگى شيعه طنينانداز است. با اين باور كه «كُلُّ يومٍ عاشورا وَ كُلُّ ارضٍ كربلا»
بازتاب امواجى كه از تالاب قتلگاه طف آغاز شد، هر روز با گسترهاى عظيمتر و دايرهاى وسيعتر تمام گيتى را به هيجان آورده و خون سيد و سالار شهيدان هر روز پررنگتر و گرمتر در رگهاى انسانهاى تشنه حقيقت جريان مىيابد و روح پرتلاطم انسانهاى آزاده و عدالتطلب را سيراب مىكند. امروز شيعه با نگاهى سرخ به آن واقعه عظيم به هيجان آمده و فضاى زندگى را بر مستكبران و ستمگران عالم تيره و تار كرده است.
امّا هنوز اين سؤال در ذهن بشريت بيدار مطرح است كه چرا و به چه دليل امام (ع) خون خود، فرزندان، برادران و ياران باوفايش را نثار كرد و فرزندان، دختران، زنان و مادران را به اسارت فرستاد؟
فرمايشات، نامهها، روايات بازمانده از امام حسين (ع) و زيارتها و دعاهاى مربوط به عاشورا، بيانگر مسائل فراوانى است كه قابل تأمّل و دقّت است:
زنده كردن سيره پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين (ع)، امربه معروف و نهى از منكر، رفع فتنهها، مبارزه با بدعتها و ... چشماندازهايى است كه در قيام امام (ع) مطرح شده است.
در ميان زيارتها و دعاها، عبارت زيبايى از «زيارت اربعين» پرده از حقيقت ديگرى برمىدارد كه بسيار قابل تأمّل و تعمّق است:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَشْهَدُ ...... وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الضَّلَالَة وَ الْجَهَالَة؛[١]
خداوندا من شهادت مىدهم كه ... و جانش را در راه تو بذل و ايثار كرد تا بندگانت را از گمراهى، نادانى، تاريكى، شكّ و شبهه نجات بخشيد.»
يا در تعبير كوتاهى در «زيارت ناحيه مقدّسه» مىخوانيم: «السّلام على الحسين الذى سمحت نفسه بمهجّته؛ سلام بر حسينى كه نفس خويش را با خون دلش نثار كرد.»
عبارت بسيار عميق، سنگين و قابل تأمّل است، خونِ دلِ جانانِ هستى ايثار مىشود براى چه؟
ابتدايىترين احساسى كه از اين عبارت در جان انسانهاى آزاده به وجود مىآيد، اين است كه:
١. انسانيت، عظمت، عزّت و سربلندى خويش را در طول قرون و اعصار مديون خون حسين (ع) و ياران و فرزندان اوست.
٢. انسانهاى حقيقتبين و دلسوخته از اين همه ايثار و فداكارى، شرمندهاند و در غم و اندوه اين ماتم عظما غوطهور كه انسانها در طول چهارده قرن چه پاسخ شايستهاى به اين همه ايثار دادهاند؟ ....
بُعد مهمّ ديگر اين فراز از زيارت، پاسخ به همان سؤال اوّل است كه هدف از اين همه ايثار چيست؟ و اين هدف تا چه اندازه عظيم و سنگين است كه خون دل بهترين و محبوبترين بنده الهى در راه رسيدن به آن نثار مىشود؟
در تعبير اوّل مىفرمايد: «خون دلش را در راه تو داد تا بندگانت را از جهالت و نادانى برهاند.»
جهالت چيست؟
جهالت را در مقابل عقلانيت، علم و دانش معنا مىكنند و انسان جاهل، يعنى انسان دور از علم و دانش و عقل و عصر جاهليت يعنى عصر نادانى، بىهويتى، گمراهى، بىقانونى و ... سرگردانى و حيرت و .... سيرى در روايات، درباره جاهليّت و مفهوم آن، بيانگر واقعيت آن است:
١. حضرت على (ع) در بخشى از خطبه ٩٥ «نهج البلاغه» و در روايت ديگرى شبيه آن جايگاه جاهليت جهانى قبل از اسلام را با اين مشخّصات بيان مىفرمايد: «مردم دنيا غرق در فتنه و جهل و فساد، هوا و هوسهاى سركش، تكبّر و خودخواهى، سبك مغزى و نژاد پرستى، حيرت و اضطراب، جنگ و غارت