ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٠ - شرق اسلامى و بلاى مبلّغان ظاهر مذهب
شرق اسلامى و بلاى مبلّغان ظاهر مذهب
اسماعيل شفيعى سروستانى
چگونه دين از حيثيت و شأن فرهنگى و تمدّنى خود جدا افتاد؟ به چه سان اهل ايمان در هيئت اهل تكلّف، خشن و سختگير ظاهر شدند؟
برخى متديّنان را چه پيش آمد كه تمامى باريكانديشى، ظرافت طبع و روحيه شاعرانه را به تازيانه امر و نهى صرف تبديل ساختند؟ چه شد كه تحجّر، كجخلقى، خشونت سلفىگرى رخ نمود و خنجر تيز تكفير، نماد اسلام و اسلامخواهى شد؟
چرا عاقبت كار به آنجا كشيد كه در جمع مسلمانان، جمعيّتى جمله اوامر و نواهى مندرج در احكام شريعت و اخلاقيات را، آن زمان كه در ساحت رفتار فردى؛ همچون دروغگويى، غيبت، رياورزى و مناسبات ساده و بسيط اجتماعى؛ مانند پوشش و آرايش مردان و زنان در كوى و برزن، جلوهگر مىشود، تشخيص مىدهند و در نشان دادن عكسالعمل و وضعگيرى، خود را مأمور به امر و نهى مىشناسد؛ ليكن از تشخيص مصاديق بزرگ همان سيّئات و تكاليف تعطيل مانده در ميان مناسبات فرهنگى و تمدّنى، در مىمانند؟ و در موقعيّتهاى خطير، نه تنها از وضعگيرى درباره آن مصاديق آشكار و منكرات مؤثّر در حيات مسلمانان عاجز مىشوند، بلكه خود نيز به جمع مبلّغان و مبشّران مكروه و منكر مىپيوندند.
اينان، از ديدار لباس و آرايش نابههنجار و خارج از متعارف مردان و زنان برمىآشوبند. از به تأخير افتادن وقت فضيلت برپايى نماز، لب به شكوه مىگشايند و بسيج همگانى را براى جبران مافات مىطلبند.
از روزهخوارى در ماه مبارك رمضان، تلقّى بر باد رفتن ايمان و امان مىفهمند و آماده باش مأموران امر به معروف و ناهى از منكر را باعث كنترل و توقّف روزهخوارى باز مىشناسند.
تبرّى جستن مدام از شرابخوارى آشكار و نهان، استماع موسيقى و مغنيان و مواردى ديگر را در زمره عمل منكر بزرگ و آشكار وارد مىسازند و آن همه را در زمره مهمترين مباحث قابل گفتوگو در محافل مذهبى و نقل هميشگى با نسل جوان وارد مىسازند تا آنجا كه گاه سرزمين زنده يا نشاط را تبديل به گورستانى متروك مىسازند.
اميدوارم اين گمان به وجود نيايد كه نگارنده، طالب تساهل و تسامح درباره موارد ذكر شده و منكر حرمت سيّئات و عواقب انتشار آنها در جامعه است.
در وجهى ديگر و درست در ميان مردم و بين مسلمانان، منكرات اجتماعى بزرگ و مؤثّرى قابل شناسايى است كه به دليل اهمّيت و جايگاهشان، زمينهساز ابتلاى مردم به گونههاى مختلف كفر و شرك و نفاق مىشود؛ در حالى كه كمتر مدرسه و مركز علمى و حتّى طالبان علوم دينى، درباره آنها حسّاس است يا آنكه خواهش اصلاحگرى در آن وجوه را دارد و اگر با چشمى دقيق و بصير به برخى از جماعات مذهبى بنگريم، درمىيابيم كه دانسته و ندانسته، خود در جمع مروّجان و مبلّغان آن منكرات قابل شناسايىاند. اجازه مىخواهم وجوه مختلف اين مهم را با چند پرسش نشان دهم.
مگر جز اين است كه همگى ما در ميان يكى از شهرهاى كوچك يا بزرگ به دنيا مىآييم، در آن زندگى مىكنيم، همه مناسبات و معاملات را در آن سامان مىدهيم و بالأخره در گورستان يكى از همانها به خواب ابدى مىرويم؟ تا به امروز، چند سخنرانى، مقاله، خروش يا فرياد درباره مصاديق منكرات و سيّئات در بافت و نظام شهرسازى و نسبت آنها با هدايت يا ضلالت ساكن اين شهرها سراغ داريد؟
بنده ترديدى ندارم كه مؤمنان، در جمله سرزمينهاى اسلامى شهر را به شهرسازان سپردهاند و احكام جمله دقايق شهرسازى