توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٤٥ - احكام حج
مسئله ٢٠٤٥- كسيكه بدون خانه ملكى رفع احتياجش نميشود، وقتى حج بر او واجب استكه پول خانه را هم داشته باشد.
مسئله ٢٠٤٦- زنيكه ميتواند مكه برود، اگر بعد از برگشتن از خودش مال نداشته باشد و شوهرش هم مثلا فقير باشد و خرجى او را ندهد، و ناچار شود كه بسختى زندگى كند، حج بر او واجب نيست.
مسئله ٢٠٤٧- اگر كسى توشه راه و مركب سوارى نداشته باشد و ديگرى باو بگويد حج برو من خرج تو و عيالات تو را در موقعيكه در سفر حج هستى مىدهم در صورتيكه اطمينان داشته باشد كه خرج او و عيالاتش را مىدهد حج بر او واجب ميشود. اگرچه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن هم ماليكه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد.
مسئله ٢٠٤٨- اگر خرجى رفتن و برگشتن و خرجى عيالات كسى را در مدتى كه مكه ميرود و برميگردد؛ باو بهبخشند و با او شرط كنند كه حج كند بايد قبول نمايد و حج بر او واجب ميشود؛ اگرچه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن هم ماليكه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد.
مسئله ٢٠٤٩- اگر مخارج رفتن و برگشتن و مخارج عيالات كسى را در مدتى كه مكه ميرود و برميگردد باو بدهند و بگويند حج برو ولى ملك او نكنند، در صورتيكه اطمينان داشته باشد كه از او پس نميگيرند، حج بر او واجب ميشود.
مسئله ٢٠٥٠- اگر مقدارى مال كه براى حج كافيست بكسى بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكه خدمت كسيكه مال را داده بنمايد، قبول كردن آن مال بر او واجب نميشود.
مسئله ٢٠٥١- اگر مقدارى مال بكسى بدهند و حج بر او واجب شود، چنانچه حج نمايد، هرچند بعدا مالى از خود پيدا كند، و مستطيع شود، ديگر حج بر او واجب نيست.
مسئله ٢٠٥٢- اگر براى تجارت مثلا تا جده برود و مالى بدست آورد كه اگر بخواهد از آنجا بمكه رود مستطيع باشد، بايد حج كند و در صورتيكه حج نمايد؛