توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٤١٥ - مسائل متفرقه زناشوئى
ميشود و بايد بمقدارى كه در احكام طلاق گفته ميشود عدّه وفات نگه دارد و در اصطلاح به چنين شخصى مرتد فطرى ميگويند.
مسئله ٢٤٥٩- مردى كه از پدر و مادر غير مسلمان بدنيا آمده و مسلمان شده اگر پيش از نزديكى با عيالش مرتدّ شود و يا زنش يائسه باشد عقد او باطل ميگردد. و اگر بعد از نزديكى مرتد شود، و زن او در سن زنانى باشد كه حيض مىبينند بايد آن زن بمقدار عدّه طلاق كه در احكام طلاق گفته ميشود عدّه نگهدارد، پس اگر پيش از تمام شدن عدّه، شوهر او مسلمان شود عقد باقى وگرنه باطل است و در اصطلاح به چنين شخصى مرتد ملى ميگويند.
مسئله ٢٤٦٠- اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهرى بيرون نبرد و مرد هم قبول كند، نبايد زن را از آن شهر بدون رضايت او بيرون ببرد.
مسئله ٢٤٦١- اگر زن انسان از شوهر سابقش دخترى داشته باشد، انسان ميتواند آن دختر را براى پسر خود كه از آن زن نيست عقد كند و نيز اگر دخترى را براى پسر خود عقد كند، ميتواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد.
مسئله ٢٤٦٢- اگر زنى از زنا آبستن شود، در صورتيكه خود آن زن، يا مردى كه با او زنا كرده، يا هر دوى آنان مسلمان باشند، براى آن زن جايز نيست بچه را سقط كند.
مسئله ٢٤٦٣- اگر كسى با زنى كه شوهر ندارد و در عدّه كسى هم نيست زنا كند، چنانچه بعد او را عقد كند و بچهاى از آنان پيدا شود، در صورتيكه ندانند از نطفه حلال است يا حرام، آن بچه حلالزاده است.
مسئله ٢٤٦٤- اگر مرد نداند كه زن در عده است يا نداند كه عقد در عده حرام است و با او ازدواج كند، چنانچه زن هم نداند و بچهاى از آنان بدنيا آيد، حلال زاده است و شرعا فرزند هر دو ميباشد ولى اگر زن ميدانسته كه در عده است و ميدانسته كه عقد در عده حرام است شرعا بچه، فرزند پدر است و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و بيكديگر حرام ميباشند.
مسئله ٢٤٦٥- اگر زن بگويد يائسهام نبايد حرف او را قبول كرد ولى اگر