توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٤٠٥ - شرائط عقد
از دخترانم را) و او بگويد (قبلت) يعنى: قبول كردم چون در موقع عقد، دختر را معين نكردهاند عقد باطل است.
پنجم- زن و مرد بازدواج راضى باشند ولى اگر زن ظاهرا با كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است.
مسئله ٢٣٨٠- اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معناى آنرا عوض كند عقد باطل است.
مسئله ٢٣٨١- كسيكه دستور زبان عربى را نميداند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد ميتواند عقد بخواند.
مسئله ٢٣٨٢- اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد بگويند: بآن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است.
مسئله ٢٣٨٣- اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را بازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند: بآن عقد راضى هستيم، اگر عقد با قصد خوانده شده باشد لازم نيست دوباره بخوانند.
مسئله ٢٣٨٤- پدر و جد پدرى ميتوانند براى فرزند نابالغ، يا ديوانه خود كه بحال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند و بعد از آنكه آن طفل بالغ شد، يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كردهاند؛ مفسدهاى نداشته، نميتواند آنرا بهم بزند و اگر مفسدهاى داشته، ميتواند آنرا بهم بزند
مسئله ٢٣٨٥- دختريكه بحد بلوغ رسيده و رشيده است- يعنى: مصلحت خود را تشخيص ميدهد- اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر لازم نيست.
مسئله ٢٣٨٦- اگر پدر و جد پدرى غائب باشند و اجازه گرفتن از آنان ممكن نباشد و حاجت بتزويج باشد يا دختر باكره نباشد، اجازه پدر و جدّ لازم نيست.
مسئله ٢٣٨٧- اگر پدر، يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، پسر بايد بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد و همچنين پيش از بلوغ با قابليت پسر براى