توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٤٠٠ - احكام عاريه
بگويد.
مسئله ٢٣٥٢- اگر امانتدار نشانههاى مرگ را در خود ببيند و بوظيفهاى كه در مسئله پيش گفته شد عمل نكند، چنانچه آن امانت از بين برود، بايد بنابر احتياط لازم عوضش را بدهد؛ اگرچه در نگهدارى آن كوتاهى نكرده باشد و مرض او خوب شود، يا بعد از مدتى پشيمان شود و وصيت كند.
احكام عاريه
مسئله ٢٣٥٣- عاريه آنست كه انسان مال خود را بديگرى بدهد كه از آن استفاده كند و در عوض؛ چيزى هم از او نگيرد.
مسئله ٢٣٥٤- لازم نيست در عاريه صيغه بخوانند، و اگر مثلا لباس را بقصد عاريه بكسى بدهد و او بهمين قصد بگيرد عاريه صحيح است.
مسئله ٢٣٥٥- عاريه دادن چيز غصبى و چيزى كه مال انسان است ولى منفعت آنرا بديگرى واگذار كرده مثلا آنرا اجاره داده در صورتى صحيح است كه مالك چيز غصبى يا كسيكه آن چيز را اجاره كرده، بگويد: بعاريه دادن راضى هستم.
مسئله ٢٣٥٦- چيزى را كه منفعتش مال انسان است مثلا آنرا اجاره كرده، ميتواند عاريه بدهد. ولى اگر در اجاره شرط كرده باشند كه خودش از آن استفاده كند، نميتواند آنرا بديگرى عاريه دهد.
مسئله ٢٣٥٧- اگر ديوانه و بچه و سفيه و مفلس مال خود را عاريه بدهند صحيح نيست، اما اگر ولى مصلحت بداند مال كسى را بر او ولايت دارد عاريه دهد اشكال ندارد و همچنين اگر مفلس با اذن غرماء (طلبكاران) عاريه دهد.
مسئله ٢٣٥٨- اگر در نگهدارى چيزى كه عاريه كرده كوتاهى نكند و در استفاده از آن هم زيادهروى ننمايد و اتفاقا آن چيز تلف شود ضامن نيست، ولى چنانچه شرط كنند كه اگر تلف شود عاريهكننده ضامن باشد، يا چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد، بايد عوض آنرا بدهد.