توضيح المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٣٦ - مسائل متفرقه زكاة
بفقيرى از جهت ديگرى بهتر باشد، مستحب است زكوة را باو بدهد.
مسئله ١٩٨٢- بهتر است زكوة را آشكارا و صدقه مستحبى را مخفى بدهند.
مسئله ١٩٨٣- اگر در شهر كسيكه ميخواهد زكوة بدهد مستحقى نباشد و نتواند زكوة را بمصرف ديگرى هم كه براى آن معين شده برساند، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعدا مستحق پيدا كند بايد زكوة را بشهر ديگر ببرد و بمصرف زكوة برساند و ميتواند مخارج بردن بآن شهر را از زكوة بردارد و اگر زكوة تلف شود ضامن نيست.
مسئله ١٩٨٤- اگر در شهر خودش مستحق پيدا شود، ميتواند زكوة را بشهر ديگر ببرد ولى مخارج بردن بآن شهر را بايد از خودش بدهد و اگر زكوة تلف شود ضامن است، مگر آنكه با اجازه حاكم شرع برده باشد.
مسئله ١٩٨٥- اجرت وزن كردن و پيمانه نمودن گندم و جو و كشمش و خرمائى را كه براى زكوة مىدهد با خود او است.
مسئله ١٩٨٦- كسيكه ٢ مثقال و ١٥ نخود نقره يا بيشتر از بابت زكوة بدهكار است، بنابر احتياط مستحب كمتر از ٢ مثقال و ١٥ نخود نقره بيك فقير ندهد و نيز اگر غير نقره چيز ديگرى مثل گندم و جو بدهكار باشد و قيمت آن به ٢ مثقال و ١٥ نخود نقره برسد، بنابر احتياط مستحب به يك فقير كمتر از آن ندهد.
مسئله ١٩٨٧- مكروه است انسان از مستحق درخواست كند كه زكوتى را كه از او گرفته باو بفروشد ولى اگر مستحق بخواهد چيزى را كه گرفته بفروشد بعد از آنكه بقيمت رساند، كسيكه زكوة را باو داده در خريدن آن بر ديگران مقدم است.
مسئله ١٩٨٨- اگر شك كند زكوتى را كه بر او واجب بوده داده يا نه، بايد زكوة را بدهد؛ هرچند شك او براى زكوة سالهاى پيش باشد.
مسئله ١٩٨٩- فقير بنابر احتياط لازم نميتواند زكوة را بكمتر از مقدار آن صلح كند، يا چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكوة قبول نمايد يا زكوة را از مالك بگيرد و باو ببخشد ولى كسيكه زكوة زيادى بدهكار است و فقير شده و نميتواند زكوة را بدهد، چنانچه بخواهد توبه كند، فقير ميتواند زكوة را از او بگيرد و باو ببخشد.
مسئله ١٩٩٠- انسان ميتواند از زكوة، قرآن يا كتاب دينى يا كتاب دعا