توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٩ - احسان به پدر و مادر
و شما را مورد مغفرت خود قرار دهد، كه منظور از قول كريم همين است، با ديدهى محبت و لطف به آنان نظر كن، جز به رحمت و رقت به چهرهى آنان منگر و صدايت را از صداى آنان بلندتر مكن، و دست بالاى دست آنان مبر، و از آنان در رفت و آمد پيشى مگير[١].
امام صادق ٧ در دنبالهى توضيح احسان مىفرمايند: اگر نزد خداوند كلمهاى كمتر از اف بود، هر آينه فرزندان را از گفتن آن كلمه منع مىكرد، و فرزندان بدانند كه كمترين مرحلهى عاق شدن، استعمال لغت اف عليه پدر و مادر است[٢]. در كتاب شريف كافى روايت شده: از مراحل عاق اين است كه فرزند به صورت حاد و تند به پدر و مادر بنگرد[٣]!
مردى از رسول خدا سؤال كرد: حق پدر بر فرزند چيست؟ حضرت فرمودند:
لَا يُسَمِّيهِ بِاسْمِهِ، وَلَا يَمْشى بَيْنَ يَدَيْهِ، وَلَا يَجْلِسُ قَبْلَهُ، وَلَا يَسْتَسِبُّ لَهُ[٤].
پدر را با نامش نخواند، جلوتر از او راه نرود، پيش او ننشيند و با زشتكارى و اعمال ناروا پدر بىگناهش را در معرض ناسزا و فحش مردم قرار ندهد.
در روايت آمده: رسول خدا سه بار فرمودند: خوار و ذليل شد، عرضه داشتند: يا رسول اللّه! منظورتان كيست؟ فرمودند: كسى كه پدر و مادر پير و سالخوردهاى دارد و با ترك احسان و خدمت به آنان وارد بهشت نشد[٥].
حذيفه به رسول خدا عرض كرد: پدرم در اين ميدان نبرد در جبههى مشركين
[١] - كافى: ٢/ ١٥٧، باب البر بالوالدين، حديث ١؛ بحار الأنوار: ٧١/ ٣٩، باب ٢، حديث ٣.
[٢] - عن حديد بن حكيم عن أبي عبد اللَّه ٧ قال أدنى العقوق أف ولو علم اللَّه عزّ وجل شيئا أهون منه لنهى عنه.
كافى: ٢/ ٣٤٨، باب العقوق، حديث ١؛ بحار الأنوار: ٧١/ ٥٩، باب ٢، حديث ٢٢.
[٣] - كافى: ٢/ ٣٤٩، باب العقوق، حديث ٧.
[٤] - كافى: ٢/ ١٥٨، باب البر بالوالدين، حديث ٥؛ بحار الأنوار: ٧١/ ٤٥، باب ٢، حديث ٦.
[٥] - تفسير صافى: ٣/ ١٨٥، ذيل آيهى ٢٤ سورهى اسراء.