توبه آغوش رحمت - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٥ - فرصت را غنيمت بدانيم
هر صدا و سخنى جز نغمهى الهى و سخن حق باز مىدارد، ذائقه را از چشيدن طعم هرگونه حرامى ممنوع مىسازد، چشم را از لمس كردن نمودهاى واقعيات هستى كه مانند دست ماليدن كوران بر سطح اجسام است جلوگيرى مىنمايد، نگاه عارف ربانى در حقيقت پيش از آنكه با نور فيزيكى براى ديدن نمودهاى هستى ارتباط برقرار كند با نور هدايت درونى اشباع مىشود و به وسيلهى همان نور، نخست شكوه و جلال هستى وابسته به هستى آفرين را مىبيند، سپس با نور فيزيكى نمودهاى اجزاى هستى را.
سالك سبيل حق بر زندگى مىنگرد، نه مانند ساير زندگان كه رويدادهايى را لمس مىكنند، و با هدفگيرى لذتجويى و خودخواهى، آنها را براى خود تنظيم مىنمايند، و در پايان كار هم به شدت پشيمان شده فرياد مىزنند: واى كه چيزى ته بساط نماند، و ديگر اميدى به خويش و بيگانه نيست!
صاحب نور هدايت با اشراف به معناى حيات وابسته به هستى بزرگ كه با آهنگى ربانى روانهى هدف اعلاى خود مىباشد به حيات مىنگرد، از قناعت به شناخت محدودى از ظاهر زندگى بيزار شده و به اعماق و اسرار حيات وارد مىشود، و با آن بينايى كه بدست آورده لحظات آن را سپرى مىنمايد.
اين بينايى است كه او را به ذكر دايمى خداوندى وادار مىكند، حتى مىتوان گفت: لحظهاى در غفلت از خدا بسر نمىبرد.
آيا يك انسان آگاه از اهميت هستى خود، مىتواند در غفلت از خويشتن بسر ببرد؟ معناى غفلت از خويشتن از يك نظر مساوى كاهش و نقص شخصيت به همان اندازهى غفلت مىباشد»[١].
[١] - شرح نهج البلاغهى جعفرى: ١٤/ ٩٤.