پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٦ - زندگىنامه سمرة بن جندب
كن كه قسمت اول اين آيهها[١]- كه درباره افراد فاسد سخن مىگويد- در شأن على نازل شده است و آيه" و من الناس من يشري نفسه ..." در شأن ابن ملجم نازل شده است».
سمره اين پيشنهاد را نپذيرفت. معاويه گفت: «دويست هزار درهم». باز نپذيرفت. معاويه گفت: «سيصد هزار درهم». سمره قبول نكرد. معاويه گفت:
«چهارصد هزار درهم»، آنگاه سمره پذيرفت و بر منبر رفت و آن حديث ساختگى را همان گونه كه معاويه مىخواست، براى مردم خواند.
وجود چنين افرادى در تاريخ اسلام براى ما شرمآور است؛ بااينحال، متأسفانه، برخى از مسلمانان، صحابه را همچون ائمه عليهم السّلام، معصوم مىدانند.
سمره در پايان عمرش به مرضى دچار شد كه همواره از سرما مىلرزيد. پزشكان تجويز كردند كه ديگى پر از آب را روى آتش بگذارند تا جوش بيايد. سپس تختهاى روى آن ديگ قرار دهند و سمره را روى آن تخته بنشانند تا بخار آب جوش او را گرم كند. يكى از روزها كه سمره روى ديگ آب جوش نشسته بود و از سرما مىلرزيد، تختهها شكست و سمره درون ديگ افتاد و مرد.[٢]
[١] . بقره، ٢٠٤- ٢٠٦.
[٢] . ر. ك: قاموس الرجال، ج ٥، ص ٣١٢- ٣١٥.