پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٥ - زندگىنامه سمرة بن جندب
سپس به مسجد رفت تا نماز بخواند. پس از خواندن نماز و در حال خارج شدن از مسجد بود، كه سمره دستور داد سرش را بزنند. جلادان آنچنان سرش را با شمشير زدند كه سرش داخل مسجد و بدنش بيرون از مسجد افتاد. از سمره پرسيدند:" چرا او را كشتى درحالىكه هم حقوق شرعىاش را پرداخت كرد و هم نماز خواند؟" سمره در پاسخ گفت:" من به او شك بردم".
گفتند:" شايد او انسان خوبى بود".
سمره گفت:" اگر انسان خوبى بود، من او را زودتر به بهشت فرستادم"».
هر روز گزارش جنايتهاى سمره به معاويه مىرسيد. معاويه او را فراخواند و از او پرسيد: «آيا احتمال نمىدهى كه يكى از اين انسانهايى كه تو كشتى، بىگناه باشد؟»
سمره گفت: «اگر اجازه دهى هشت هزار نفر ديگر را هم مىكشم. معاويه از اين رفتارش ناراحت شد و او را بركنار كرد».
ابو صالح، راوى ابن عباس[١]، نقل مىكند: همراه گروهى از علما و بزرگان بصره به ديدن سمره رفتيم. ديديم او لميده است و در مقابلش دو قدح قرار دارد كه در يكى شراب و در ديگرى يخ بود. به او گفتيم: «اين چه كارى است؟» اطرافيان او در پاسخ به ما گفتند: «ايشان نقرس دارد و با خوردن شراب مقدارى آرام مىگيرد»[٢].
جريان جعل حديث آيه ليلة المبيت او هم اينگونه است كه معاويه به او پيشنهاد داد: «من صد هزار درهم[٣] به تو مىدهم و تو به عنوان صحابى پيامبر، از پيامبر روايت
[١] . راوى تفاسيرى است كه از ابن عباس نقل شده است.
[٢] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٤، ص ٧٧.
[٣] . معادل ده هزار دينار كه هر دينار معادل يك مثقال طلا است.