پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٤ - ساختار قرآن
تغيير لحن از خطاب به غيبت يا از غيبت به خطاب اجازه داده نمىشود.
همچنين در نوشتار، مخاطب خاصى و با ذهنيتى از پيش فراهم شده منظور نيست، بلكه همه كسانى كه با كلمات كتاب سروكار دارند، مخاطب سخن او هستند. بنابراين نويسنده مىبايست در نوشتارش تمام قرائن و شواهدى را كه در فهم كلامش دخالت دارند، بياورد؛ اما در ساختار گفتارى، روى سخن با مخاطب مشخصى است و متكلم مىتواند بر قرائن حالى يا قرائن معهود ذهنى مخاطب حاضر تكيه كند. ازاينرو سخنران مىتواند در گفتارش تغيير جهت دهد و خطاب را تغيير دهد؛ مانند اينكه در ميان سخنرانى، سرش را به سمت شخصى كه خارج از مجلس است بچرخاند و بگويد: شما ساكت باش! اين تغيير جهت و خطاب در گفتار، ويژگى ساختار گفتارى است؛ به عبارت ديگر ساختار گفتارى اين آزادى را به شخص مىدهد كه در ميان كلام، خطاب را تغيير دهد و سخن را از خطاب به غيبت يا غيبت به خطاب يا خطاب به تكلم يا ... بچرخاند.
چنين كلامى براى مخاطبى كه در مجلس حاضر است، كاملا روشن و رسا مىباشد؛ ولى افرادى كه در مجلس حضور ندارند، تنها با به دست آوردن شواهد و وضعيت صورت مجلس مىتوانند به محتواى كلام پى ببرند.
اكنون پرسش اين است كه ساختار قرآن، گفتارى است يا نوشتارى؟ ساختار قرآن، گفتارى است و تغيير لحن در آن جايز است. قرآن كتابى جهانى و جاودانى است و همه انسانها تا ابد مخاطب آن هستند، اما ساختار آن گفتارى است و اين يكى از جنبههاى اعجاز قرآن است. براى روشن شدن نوع ساختار قرآن به چند نمونه از آيات قرآن اشاره مىكنيم:
١. يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا، وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ[١]؛ «اى يوسف، از اين [پيشامد] روى بگردان. و تو [اى زن] براى گناه خود آمرزش بخواه».
[١] . يوسف، ٢٩.