پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٦ - چند شبهه
گفتند: «رجعت حق است؛ در امتهاى گذشته بوده و قرآن از آن ياد كرده است.
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفتند:" هرآنچه در امتهاى پيشين واقع شده است، نظير آن در اين امت نيز واقع مىشود." همچنين گفتند:" هنگام ظهور مهدى عليه السّلام، عيسى عليه السّلام از آسمان فرود مىآيد و به وى اقتدا مىكند." باز گفتند:" اسلام غريب بود و به غربت باز مىگردد، خوشا باد غريبان را." از پيامبر پرسيدند:" سپس چه مىشود؟" گفتند:" حق به اهلش بازمىگردد"»[١].
٦. در بسيارى از زيارتها به مسأله رجعت اشاره شده است؛ از جمله زيارت جامعه: «و جعلني ممّن يقتصّ آثاركم و يسلك سبيلكم و يهتدى بهداكم و يحشر في زمرتكم و يكرّ في رجعتكم و يملّك في دولتكم و يشرّف في عافيتكم و يمكّن في أيّامكم و تقرّ عينه غدا برؤيتكم»؛ «خداوند مرا از كسانى قرار دهد كه پيرو آثار شما هستند و در راه شما قدم برمىدارند و به هدايت شما رهنمود مىگردند و در گروه شما محشور مىشوند و در رجعت شما بازمىگردند و در دولت شما به دولت مىرسند و در سلامت و عافيت شما مشرف مىگردند و در روزگار شما توانمند مىگردند و فردا چشمشان با ديدن شما روشن مىگردد».
چند شبهه
علامه طبرسى ذيل آيه ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ[٢] شبهههايى را از منكران رجعت نقل كرده و پاسخ آن را روشن كرده است:
شبهه اول: زندگى در اين جهان همراه با تكليف مىباشد كه لازمه آن دارا بودن اختيار است تا هر مكلفى با اراده و اختيار خود، فرمانبردار باشد يا سرپيچى كند.
مكلف نبايد تحت شرايطى قرار گيرد كه ناچار به پذيرش حق باشد.
كسى كه از دنيا مىرود، حقايق برايش آشكار مىشود و خود را در برابر واقع
[١] . بحار، ج ٥٣، ص ٥٩.
[٢] . بقره، ٥٦.