پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٠ - دلايل و شواهد قرآنى بر صحت و امكان رجعت
حالت اماته؛ چرا كه وصف موات با هرگونه فقد حيات سازگار است، ولى اماته تنها در صورت سلب حيات است.
همچنين بر فرض مذكور، بايد بر انسان سه بار موت و حيات گذشته باشد، نه دو بار: موت به معناى فقد حيات پيش از دميدن روح، موت پس از حيات دنيوى و موت پس از حيات برزخى. از طرفى تكرار موت و حيات براى همه كس نيست.[١] بيشتر مردم پس از حيات دنيوى مىميرند و براى روز رستاخيز زنده مىگردند:
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ[٢]؛ «چگونه به خداوند كفر مىورزيد، حالآنكه شما مرده [و فاقد حيات] بوديد، پس به شما حيات بخشيد، سپس شما را مىميراند و دوباره براى روز محشر زنده مىكند».
مؤمنان نيز در بهشت مىگويند: أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ* إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولى[٣]؛ «مگر نيست كه ما ديگر نخواهيم مرد* جز يك مردن نخستين كه بر ما گذشت».
٣. اصحاب كهف: يكى از دلايل بر صحت و امكان رجعت در اين امت، زنده شدن اصحاب كهف است: وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ ...* وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ[٤]؛ «گمان مىبرى آنان بيدارند درحالىكه آنان آرميدهاند ...* اينچنين آنان را برانگيختيم تا ميان خود گفتگو كنند».
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها[٥]؛ «اينچنين ديگران را بر آنان دلالت نموديم تا بدانند وعده خداوند درباره رستاخيز حق است و هرآينه در [آمدن] هنگامه قيامت جاى شك نيست».
[١] . بازگشت در رجعت و نيز حيات برزخى در قبر براى همه كس نيست و تنها براى كسانى است كه داراى ايمان محض يا كفر محض باشند.
[٢] . بقره، ٢٨.
[٣] . صافات، ٥٨ و ٥٩.
[٤] . كهف، ١٨ و ١٩.
[٥] . كهف، ٢١.