پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٧ - بقاء پس از مرگ
٥. پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در يكى از سفرهايشان از كنار چاه بدر مىگذشتند. حضرت بالاى دهانه چاه ايستادند و رو به چاه[١] كردند و گفتند: «شما همسايههاى بدى براى رسول خدا بوديد. او را از شهرش بيرون كرديد و طردش كرديد، آنگاه گرد هم آمديد و با او جنگيديد. اكنون من به آنچه پروردگار به من وعده داده بود[٢]، رسيدم؛ آيا شما آنچه را كه خداوند به شما وعيد داده بود، يافتيد؟»
عمر از پيامبر پرسيد: «چگونه با جسدهايى كه از بين رفته است سخن مىگويى!» رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او گفتند: «ساكت باش. به خدا قسم كه گوش تو شنواتر از اينها نيست، اگر رويم را از سمت آنها برگردانم، ملائكه آنها را با گرزهاى آهنين مىكوبند»[٣].
٦. كعب بن ثوره از جانب خليفه دوم قاضى بصره شده بود و در زمان خليفه دوم و سوم نيز در اين سمت باقى ماند. هنگامى كه جنگ جمل برپا شد، او جبه قضات را پوشيد، يك كلاه بوقى بر سرش گذاشت و قرآنى بر گردنش آويخت و در جنگ شركت كرد. او جلو حركت مىكرد و فرزندان، برادران و خويشاوندانش پشت سر او بودند.
كعب در جنگ جمل افسار شتر عايشه را در دست داشت و شعار مىداد:
«عليكم امّكم فإنّها صلاتكم و صومكم؛ نماز و روزه همين جنگ است» و در نهايت كعب و تمام خانوادهاش در جنگ كشته شدند.
پس از پايان جنگ، مولا امير مؤمنان عليه السّلام بين صفوف كشتهشدگان حركت مىكردند تا به جسد كعب رسيدند. حضرت دستور دادند جسد او را بنشانند. سپس به او گفتند: «اى كعب بن ثوره، من آنچه را پروردگارم به من وعده داد به حقيقت يافتم؛ آيا تو آنچه را خدا وعده داده بود، يافتى؟» سپس دستور دادند او را
[١] . كشتههاى مشركان را پس از جنگ بدر، در چاه بدر ريخته بودند.
[٢] . خداوند وعده داده بود كه كه دين اسلام بر همه اديان چيره شود.
[٣] . البداية و النهاية، ابن كثير، ج ١، ص ١٣٧ و ١٣٨.