پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩ - علم غيب
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً* إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ[١]. اين آيه مىگويد:
«خداوند عالم غيب است و گوشهاى از علم غيبش را به كسانى كه مورد رضايت او باشند، عنايت مىكند».
بنابراين هرچند علم غيب مخصوص ذات حق تعالى است، اما خداوند ممكن است از باب عنايت، گوشههايى از علم غيبش را به بندگان شايسته ارزانى كند.
معمر بن عبد اللّه به امام باقر عليه السّلام گفت: «اى كاش شما علم غيب مىدانستيد!» امام در پاسخ به او گفتند: «گاهى بر ما [باب معرفت] گشوده مىشود و همه چيز را مىبينيم و گاهى بسته مىشود و چيزى نمىبينيم»[٢].
علم غيب را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد:
١. ذاتى: مخصوص پروردگار است.
٢. اعطايى: مخصوص بندگان شايستهاى است كه خداوند، طبق مصلحت به آنها اعطا مىكند. شيعه معتقد است كه ائمه اطهار عليهم السّلام- كه از برترين بندگان شايسته خدا هستند- داراى علم غيب اعطايى هستند. برخى اين اعتقاد شيعه را غلوآميز مىدانند[٣]؛ حالآنكه به تصريح قرآن، خداوند علم غيب را به بندگان شايستهاش اعطا مىكند.
شيعه از ابتدا نسبت به امامان معصوم عليهم السّلام عقيده ويژهاى داشت و اين سروران را در كمالات نفسى و معنوى سرآمد دانسته، در برابر آنها نهايت تعظيم را مىكرد.
عبد اللّه بن سبا سردسته گروهى بود كه براى حضرت على عليه السّلام عظمت ويژهاى قائل بودند و مجذوب شخصيت ايشان شده بودند. افسانههاى بسيارى درباره اين شخص گفته شده است؛ مانند اينكه گفتهاند: «وى ادعاى الوهيت امير مؤمنان عليه السّلام را مىكرد و به همين جهت حضرت، او و گروهش را در آتش سوزاند».
[١] . جن، ٢٦ و ٢٧.
[٢] . بحار، ج ٢٦، ص ٩٦.
[٣] . غلو، نسبت دادن يكى از صفتهاى مختص خداوند به يكى از بندگان خداست.