پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٩ - مفهوم تطهير
مىآورند؛ به اين معنا كه امرى كه از آن خبر داده مىشود، حقيقت محض است و شك در آن راه ندارد.
اگر شخصى ديگرى را سخت كتك بزند، در زبان فارسى مىگويند: «آنقدر او را كتك زد كه كشتش». در اينجا مراد از «كشتن»، كشتن حقيقى نيست، بلكه «زدن شديد» است (ضرب شديد)؛ اما اگر به راستى كسى را كشته باشد، مىگويند:
«به راستى كشتش».
در ادبيات عرب اگر بخواهيم بگوييم كه به راستى كارى را انجام داده است، بايد در كنار فعل، مصدر آن فعل را بياوريم. مانند: قتله قتلا (به راستى او را كشت). به اين مصدر (قتلا) مفعول مطلق تأكيدى مىگويند كه فعل را تأكيد مىكند.
خداوند كه در قرآن مىگويد: وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً[١]، يعنى: خداوند به راستى و بىواسطه با موسى سخن گفت؛ مانند اينكه دو شخص باهم گفتگو مىكنند، نه اينكه جبرئيل را فرستاده باشد.
مفعول مطلق تأكيدى را بايد در ترجمه به زبان فارسى، به «به راستى» ترجمه كرد. «تطهيرا» نيز در آيه تطهير وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً مفعول مطلق تأكيدى است و براى عظمت دادن به تطهير آمده است.
تطهير در قرآن به دو معنا آمده است:
١. پاك شدن ظاهر: مانند «طهور» در آيه وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً[٢] كه به معناى پاكى ظاهرى است.
٢. پاك شدن باطن: مانند «مطهّرون» در آيه لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ[٣] كه پاكى باطن مراد است. مفهوم آيه اين است كه تنها پاكان مىتوانند به حقايق قرآن دست يابند.
[١] . نساء، ١٦٤.
[٢] .« و از آسمان، آبى پاك فرود آورديم». فرقان، ٤٨.
[٣] .« جز پاكشدگان بر آن دست ندارند». واقعه، ٧٩.