ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٦٦ - بقيه احاديث تفسير
٧-
امام محمد تقى عليه السلام فرمود: خداى- جل ذكره- شب قدر را در ابتداى خلقت دنيا آفريد و در آن شب نخستين پيغمبر و نخستين وصيى كه بايد باشد (آدم و شيث را) آفريد [وجود آنها را مقدر ساخت] و حكم فرمود كه در هر سالى شبى باشد كه در آن شب تفسير و بيان امور تا چنان شبى در سال آينده فرود آيد، هر كه آن شب را انكار كند، علم خداى عز و جل را رد كرده، زيرا پيغمبران و رسولان و محدثان جز بوسيله حجتى كه درآنشب بآنها ميرسد با حجتى كه جبرئيل عليه السلام (در غير آن شب) براى آنها مىآورد، قائم نشوند و بپا نايستند (زيرا برنامه رهبرى خلق و علم بدون اختلاف را در آن شب بدست مىآورند) راوى گويد: عرضكردم: جبرئيل يا ملائكه ديگر نزد محدثان هم مىآيند؟ فرمود: اما نسبت بپيغمبران و رسولان صلّى اللَّه عليهم كه شكى نيست و نسبت بغير ايشان، ناچار بايد از نخستين روز آفرينش زمين، تا پايان جهان حجتى براى اهل زمين بوده باشد كه خداى تعالى تفسير امور را درآنشب بر محبوبترين بندگانش نازل فرمايد. بخدا سوگند كه جبرئيل و ملائكه در شب قدر آن امر را براى آدم آوردند و بخدا سوگند كه آدم نمرد، جز اينكه براى او وصيى بود و براى همه پيغمبران پس از آدم امر خدا در شب قدر مىآمد، و براى وصى پس از او هم مقرر شد. بخدا سوگند كه هر پيغمبرى از آدم تا محمد صلّى اللَّه عليه و آله در آن شب مأمور ميگشت كه بفلان كس وصيت كند (شخصى را وصى خود كند).
و خداى عز و جل در قرآنش نسبت بخصوص واليان امر بعد از محمد صلّى اللَّه عليه و آله فرمايد (٥٤ سوره ٢٤) «خدا بكسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، وعده كرده كه در اين سرزمين