ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٦٢ - بقيه احاديث تفسير
هم با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله درگذشت» اين فتنهاى بود كه تنها بآنها رسيد و بسبب آن بعقب برگشتند، زيرا اگر ميگفتند شب قدر (بعد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله) از ميان نرفته ناچار براى خداى عز و جل در آن شب امرى لازم است (كه فرود آيد) و چون بامر اعتراف كردند، چارهاى نيست جز اينكه صاحب- الامر هم باشد.
شرح
- علامه مجلسى گويد: مقصود از روح يا جبرئيل است و يا بزرگترين فرشته خدا و يا مخلوقى كه از جنس فرشته نيست و اشرف و اعظم از آنها است.
طبرسى (ره) گويد: آن شب را شب قدر گويند زيرا خدا هر چه در آن سال واقع مىشود در آن شب تقدير ميكند و حكم مينمايد و گفتهاند: براى اينست كه شب مباركىست و خير و بركت و مغفرت در آن شب نازل مىشود، پس قدر و منزلت دارد و گفتهاند: براى اينست كه طاعات و عبادات در آن شب ثواب بسيار دارد- انتهى.
و همين است معنى «شب قدر از هزار ماه بهتر است» يعنى با وجود اينكه قطعات زمان و ايام از نظر ما مساوى و برابر است ولى از نظر خالق جهان و صانع زمين و زمان روز جمعه بر ساير روزها شرافت دارد، ماه رمضان بر ساير ماهها رجحان و فضيلت دارد، عيد فطر و عيد قربان در ميان ايام امتياز مخصوصى دارد.
عبادت در شب قدر از عبادت هزار ماه بهتر است. خدائى كه منظومه شمسى را ساخته و ماه و سال و شب و روز پديد آورده، چنين مقرر داشته است أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ آيا مىشود كه خالق دقيق كاردان نداند.
و اما راجع بتعيين شب قدر، مجلسى (ره) فرمايد: بعضى از عامه گفتهاند. يك شب نامعلوم در ميان سالست: برخى گفتهاند: از ماه شعبان و رمضان خارج نيست و بعضى شب اول و هفتم و هفدهم را گفتهاند ولى نزد ما شيعيان اختلافى نيست كه شب قدر از شبهاى ١٩ و ٢١ و ٢٣ رمضان خارج نيست.
و اما راجع بنزول قرآن در اينشب، مرحوم طبرسى گويد: خدا در اين شب همه قرآن را از لوح محفوظ بآسمان پائين فرود آورد و سپس جبرئيل در مدت ٢٣ سال آن را كم كم بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نازل كرد.
موضوع ديگر اختلاف عامه و خاصه در نزول ملائكه است. علماء عامه ميگويند: نزول ملائكة و جبرئيل فقط در زمان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بوده و پس از وفات آن حضرت قطع شده است، علماء خاصه (شيعه) گويند: اولا كلمه «تنزل» فعل مضارعست و دلالت بر استمرار ميكند، پس بايد نزول ملائكه در هر شب قدرى ادامه داشته باشد و ثانيا استدلالى است كه امام چهارم عليه السلام بكمك دو آيه ديگر قرآن مىنمايد.
بدين ترتيب كه:
خداى تعالى در سوره آل عمران ميفرمايد: اگر پيغمبر از ميان شما برود، بعقب بر ميگرديد، يعنى