در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٣٩ - شبهه اصول فارسى
جزيرة العرب، به عربها و يهوديان آن جا منتقل شده بود؛ از اين رو، مىبينيم كه سبئيّه از سوى بعضى از مردم عراق كه مجاور فارسها بودهاند، به سرعت پذيرفتهمىشود».
او در ادامه مىنويسد:
«نظريّه حقّ الهى، نظريّهاى است كه به سبئيّه و شيعه كه عموماً از فارسها هستند، منتقل شد و اين نظريّه بر اين اساس مىباشد كه خليفه بعد از پيامبر (عليهما السلام) على (ع) است و او از جانب خداى متعال، مستحقّ اين امامت شده است و اين حقّ با وراثت به اهل بيتش مىرسد».[١]
اين فرد مىخواهد كه بين توارث ائمّه (عليهم السلام) براى امامت و بين انديشههاى فارسى كه به مسلمين سرايت يافته است، ارتباط برقرار كند! با اين استدلال كه فارسها به پادشاهى وراثتى معقتد بودند. اين نظرى است كه بسيارى از محقّقان و مستشرقان آن را پذيرفتهاند.
حقيقت اين است كه: اگر بخواهيم با تأمّل به نظريّه نگاه كنيم، بايد مى گفتيم: اين، بنى اميّه بودند كه اين رسم و عادت را بنياد گذاشتند؛ زيرا خلافت را به پادشاهى مطلقهاى تبديل كردند كه موروثى بود. و دولت بنى اميّه، عربى خالص و از قريش بود؛ از اين رو، تأثيرپذيرى و تقليد بنى اميّه از فارسها بسيار بعيد است. بر اين
[١] - القاموس الاسلامى: ٣/ ٢٤٩.