در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٣ - على(ع) در نبرد خيبر
دربهاى قلعه را كه در كنار قلعه بود، از جا برداشت و سپر خود قرار داد. اين درب همچنان در دست او بود تا اين كه خداوند فتح و پيروزى را نصيب او كرد. پس از فراغت از جنگ، آن را به گوشهاى انداخت. پس از آن هفت نفر كه من هشتمين نفر آنان بودم، سعى كرديم اين درب را جابه جا كنيم، امّا نتوانستيم».[١]
محدّثان نيز اين جريان را روايت كردهاند. حاكم، از على (ع) روايت كرده است كه از ابوليلى پرسيد:
«اى ابوليلى! آيا با ما در خيبر نبودى؟ پاسخ داد: چرا. فرمود: آيا به خاطر دارى كه رسول خدا (عليهما السلام) ابوبكر را به سوى خيبر فرستاد، او همراه افرادش به پيش رفت، اما كارى از پيش نبرد و عقبنشينى كرد».
همچنين از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
«پيامبر اكرم (عليهما السلام) به سوى خيبر حركت كرد. وقتى بدانجا رسيد، عمر را همراه عدّهاى به سوى شهر، يا قلعه ايشان فرستاد. يهوديان به جنگ پرداختند و چيزى نگذشت كه عمر و اصحابش بازگشتند، پس از آن، عمر افرادش، همديگر را به ترسو بودن متّهم مى كردند ...».[٢]
[١] - تاريخ طبرى: ٣/ ١١، حوادث سال هفتم هجرى، غزوه خيبر؛ الكامل، ابن اثير: ٢/ ٢١٩؛ سيره ابن هشام: ٢/ ٣٣٤.
[٢] -- المستدرك على الصحيحين: ٣/ ٣٧؛ كتاب المغازى، ذهبى در تلخيص خود، آن را صحيح دانسته و با آن موافقت كرده است.