در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٤ - على(ع) ولى شما بعد از من
پيامبر (عليهما السلام) اين سخنان را مىشنيد، براى همين با خشم و غضب خارج شد و فرمود: چه چيز باعث شده است كه عدّهاى نسبت به على (ع) عيبجويى كنند؟! هر كس از على (ع) عيبجويى كند، گويى از من عيبجويى كرده است و هركس از على (ع) جدا شود، گويى از من جدا شده است. همانا على (ع) از من است و من از على (ع) هستم. او از طينت من خلق شده و من از طينت ابراهيم خلق شدهام و من برتر از ابراهيم هستم. ذرّيّهاى كه بعضى، از بعضى ديگر هستند و خداوند شنواى داناست. سپس فرمود: اى بريده! آيا نمىدانى كه حقّ على (ع) از خمس بيش از آن كنيزى است كه برداشته است؟ و او ولى شما بعد از من مىباشد؟
عرض كردم: اى پيامبر خدا! از شما جدا نمىشوم تا دستتان را بدهيد كه دوباره با شما بر سر اسلام بيعت كنم. و از او جدا نشدم تا بر سر اسلام با او بيعت كردم».[١]
[١] - المعجم الاوسط، طبرانى: ٦/ ٢٣٢؛ تاريخ دمشق، ابن عساكر: ٤٢/ ١٩١. در آن آمده است كه: بريده گفت: ديدم رسول خدا( عليهما السلام) آن چنان خشمگين شده است كه هيچ گاه نديده بودم آن طور خشمگين شده باشد، مگر در روز مواجهه با بنى قريظه و بنى نضير، پس پيامبر( عليهما السلام) رو به من كرد و فرمود: اى بريده! همانا على( ع) ولىّ شما بعد از من است، پس على را دوست بدار كه او به آنچه دستور داده شده عمل مى كند.
و عبدالله بن عطاء گفته است: درباره اين قضيّه با ابوحرب بن سويد بن غفله صحبت كردم كه گفت: عبدالله بن بريده قسمتى از حديث را از تو مخفى نگاه داشته است. رسول خدا( عليهما السلام) به وى فرمود: آيا بعد از من منافق مى شوى اى بريده؟!؛ مسند طيالسى: ٣٦٠، ح ٢٧٥٢. در آن از ابنعبّاس آمده است كه پيامبر( عليهما السلام) به على( ع) فرمود:
« أنتَ ولىّ كلّ مؤمن بعدى؛
تو ولىّ-