در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٥ - جسارت بزرگ
طورى كه مىپذيرفتم، بپذيريد ... و از سوّمى ساكت شد، يا گفت، ولى من آن را فراموش كردم!».[١]
معلوم نيست چه مصلحتى در منع پيامبر (عليهما السلام) از نوشتن آن وصيتنامه بوده است كه امّت اسلام را از گمراهى حفظ مىكرد، تا جايى كه ابنعبّاس اين كار را مصيبت و درد بزرگ امّت اسلام مىناميد و بنابر بعضى از روايات، هنگام ذكر اين واقعه آن قدر اشك مىريخت تا زمين زيرپايش خيس مىشد! مگر اين كه بگوييم، موضوع اين وصيتنامه مربوط به امرى بوده كه به مصلحت بعضى از صحابه نبوده است؛ چنان كه روشن خواهد شد؛ از اين رو، از نوشته شدن آن جلوگيرى كردند.
[١] - صحيح بخارى: ٥/ ١٣٧، باب مرض النبى و وفاته، با الفاظى نزديك به همين در جزء چهارم، صفحه ٦٥ از صحيح بخارى، كتاب الجزيه، باب اخراج اليهود من جزيرة العرب آمده است.
سكوت در مورد وصيّت سوّم؛ چنان كه از ابنعبّاس روايت شده است، يا ادّعاى فراموشى آن از جانب سعيد، اهميّت موضوع آن را مى رساندو اين مسأله مهم، چيزى است كه در بحثهاى آينده در مورد آن بحث خواهيم كرد.
همچنين ر. ك: صحيح بخارى: ٨/ ٦١، كتاب الاعتصام بالكتاب و السنه، باب كراهيه الخلاف؛ صحيح مسلم: ٥/ ٧٥، كتاب الوصيّة؛ مسند احمد: ٤/ ٣٥٦، ح ٢٩٩٢،( با سند صحيح).