در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٤ - جسارت بزرگ
در ميان صحابه اختلاف افتاد. عدّهاى مىگفتند: قلم و كاغذ بياوريد تا چيزى براى شما بنويسد كه بعد از او گمراه نشويد و بعضى حرف عمر را مىگفتند! پس از آن كه سخنهاى بيهوده زيادى گفتند و اختلافشان بالا گرفت، آن حضرت فرمود: برخيزيد و از پيش من برويد. ابنعبّاس هميشه مىگفت: همانا بزرگترين درد و مصيبت اين بود كه از نوشتن اين كتاب جلوگيرى كردند كه از اختلاف و گمراهى امّت، جلوگيرى مىكرد».[١]
اين حديث با لفظ ديگرى به وسيله بخارى از سعيد بن مسيّب از ابنعبّاس چنين روايت شده است:
«روز پنجشنبه و چه روز پنجشنبهاى!! درد و احتضار رسول خدا (عليهما السلام) بسيار شديد شده بود كه فرمود: قلم و كاغذى بياوريد تا چيزى براى شما بنويسم كه بعد از آن هيچگاه گمراه نمىشويد. آنان به نزاع در پيشگاه رسول خدا (عليهما السلام) پرداختند- كه سزاوار نبود چنين كنند- و گفتند: او را چه شده است؟ آيا هذيان مىگويد؟! فهميدند كه رسول خدا (عليهما السلام) چه مىخواهد بگويد، امّا خود را به نفهمى زدند و سخنان خود را تكرار كردند. آن حضرت فرمود: مرا تنها بگذاريد، در اين حالتى كه هستم بهتر از آن چيزى است كه شما براى من مىخواهيد. آنگاه فرمود: شما را به سهچيز سفارش مىكنم؛ مشركان را از جزيرة العرب اخراج كنيد، هيأتها را همان
[١] - صحيح بخارى: ١/ ٢٢، كتاب العلم.