در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٣٣ - شبهه اصول يهودى
جايگاهى باشد. براى همين به كوفيان گفت او در تورات خوانده است: هر پيامبرى، يك وصى دارد و على (ع) وصى محمّد است ....[١]
اصل اين روايت در تاريخ طبرى،[٢] از طريق سيف بن عمر نقل شده است كه اين شخص از سوى محدّثان به شدّت مورد طعن و ضعف واقع شده است.[٣]
بعضى از مورّخانى كه پس از طبرى آمدهاند، روايت را همان طور كه طبرى نقل نموده روايت كردهاند تا به روايتى مشهور
[١] - دائرةمعارف القرن العشرين: ٥/ ١٧.
[٢] -- تاريخ الطبرى: ٣/ ٣٧٨/ حوادث سال ٣٥ هجرى قمرى.
[٣] - ابن معين مى نويسد: او ضعيف الحديث است.
مره مى نويسد: او هيچ ارزشى ندارد.
ابوحاتم مى نويسد: او متروك الحديث است و احاديثش شبيه احاديث واقدى است. ابو داوود مى نويسد: او هيچ نيست.
نسائى و دارقطنى مى نويسند: ضعيف است.
ابن عدى مى نويسد: بعضى از احاديث وى مشهور است و بيشتر آنها منكر است و مورد اعتنا قرار نمى گيرد.
ابن حبّان مى نويسد: او احاديث جعلى را از افراد موثّق روايت مى كند و گفتهاند كه احاديثى راجعل مى كند.
ابن حجر مى نويسد: بقيه سخن ابن حبّان اين است كه وى متّهم به زندقه مى باشد.
و برقانى از دارقطنى نقل كرده است: او متروك است.
و حاكم گفته است: او به زندقه متّهم شده و از او روايت نمى شود.( براى توضيح بيشتر ر. ك: تهذيب التهذيب: ٤/ ٢٦٠- ٢٥٩).