در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٩ - انحرافى دوباره
و ... را نداشتند. از سوى ديگر، جنگ آنان را خسته كرده و رمقشان را گرفته بود؛ از اين رو، مىبينيم كه در مقابل نيرنگ پسر ابوسفيان، زود تسليم شده و خواستار مصالحه و صلح با وى بودند و وقتى حضرت على (ع) تذكّر مىداد كه اين صلح، فريبى بيش نيست و اين قرآنها براى فريب شما بالاى نيزه رفته است، به آن حضرت اعتراض كردند و حتى در صورت عدم پذيرش صلح، او را تهديد به قتل نمودند.
آن حضرت چارهاى جز پذيرش صلح نداشت، امّا همين افرادى كه وى را به پذيرش صلح مجبور كردند، به سرعت از قبول حكميّت پشيمان شدند و فهميدند كه چه اشتباه بزرگى مرتكب شدهاند؛ امّا مىخواستند كه اين اشتباه را با اشتباه بزرگترى جبران نمايند. آنان از حضرت مىخواستند كه تمام بندهاى صلحنامه را زيرپا بگذارد و دوباره جنگ را شروع كند. همين مىرساند كه اينان اهل بصيرت نبودند و پيروى آنان از على (ع) پيروى ظاهرى و سطحى بود و ايمان و عقيده راسخ و ريشهدار نسبت به ولايت آن حضرت نداشتند. اينان همانند پيروان خطّ اجتهاد بودند كه سرپيچى از دستورات آن حضرت را امرى عادى مىدانستند؛ چنان كه سرپيچى از دستورات رسول اكرم (عليهما السلام) را امرى ممكن مىشمردند.
نافرمانى اين افراد از على (ع) امور را پيچيدهتر كرد. با وقوع حوادث و جرياناتى، آن حضرت چارهاى جز جنگ با اين عدّه نداشت. آنان به فساد و نافرمانى پرداخته و افراد بىگناهى را كشته بودند. روز به روز اختلاف