نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٩ - ١ قياس
در استدلال بهكار مىروند نيز صحيح باشند و منطق عهدهدار بيان ماده استدلال نيست.
حل اين مسئله بهاين نحو است كه مقدمات استدلال را يا از قضايايى تشكيل دهيم كه صحّتشان متوقف بر دليل نيست يا از قضايايى كه بهوسيله اشكال اربعه از آن قضايا نتيجهگيرى شدهاند، و بدين ترتيب استدلال از نظر ماده نيز مصون از خطا خواهد شد.
قضايايى كه صحّتشان متوقف بر دليل نيست همان دسته اول و دوم از قضاياى تصديقى هستندكه بيانشان گذشت، البته بايد متذكر شد كه دسته اول از قضايا كه از آنها به وجدانيات يا نفسانيات تعبير مىشود از آنجا كه جزئى هستند- زيرا متعلّق به پديدههاى خاص نفسانى مىباشند واين پديدهها همواره جزئى هستند- از قبيل «من احساس درد مىكنم»، «من احساس لذت مىكنم»، «من احساس خوشحالى مىكنم» و امثال آنها، لذا در استدلال از آنها استفاده نمىشود. آرى اين قضاياى جزئى مىتوانند منشأ پيدايش قضاياى كلّى ديگرى بشوند از قبيل «مسأله عليت» يا «استحاله اجتماع نقيضين» كه اين دسته از قضايا همان قضاياى نفس الامريه هستند كه جزو دسته دوم از قضاياى تصديقى مىباشند.
بنابراين تنها قضايايى كه مىتوانند مقدمات استدلال صحيح را تشكيل دهند همان قضاياى ضروريه هستند كه تعريف آنها در گذشته بيان شد.