نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١١٢ - ٢ استقراء
جايى براى احتمال مخالف نماند و در اين حال يقين به صحّت فرضيه بهوجود مىآيد.
بنابراين استقراء، ما را به يقين قطعى به معناى نفى كامل احتمال خلاف نمىرساند؛ زيرا در يقين استقرايى درجه احتمال خلاف به طور صددرصد از بين نمىرود، بلكه با محاسبات رياضى دقيق هميشه نسبت بسيار ناچيزى از احتمال خلاف باقى مىماند ولى نسبت احتمال خلاف آنچنان ناچيز است كه براى ذهن نگهدارى آن ممكن نيست؛ لذا مورد توجّه و اعتناى ذهن قرار نگرفته و از صفحه ذهن محو مىشود.
به همين لحاظ است كه در دليل استقرايى تضمين صددرصد اجتناب از خطا وجود ندارد، لذا معارفى كه از طريق استقراء بهدست مىآيند همواره از ارزش نسبى برخوردارند، بر خلاف معارف و معلوماتى كه از طريق برهان و دليل قياس بهدست مىآيند كه همواره از ارزش كامل و مطلق برخوردارند.
منظور از ارزش مطلق يقين آن است كه صحّت آن قطعى و ضرورى و خطاى آن محال است، و مراد از ارزش نسبى يقين آن است كه خلاف آن محال نيست، بلكه احتمال خلاف آن عقلًا ممكن است، ولى اين احتمال خلاف احياناً بسيار ضعيف و ناچيز مىشود تا جايى كه حالت اطمينان قلبى و يقين كامل نسبت به معلوم بهدست مىآيد، و گاهى اين