مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - فايده دوم بى دينى مدرن
فقه ما مىباشد[١] دليل قاطع عقلى حجت است و اسلام به عنوان دين خدا، عقلانيت را مىپذيرد، ولى نبايد بعمد و يا اشتباه عقلانيت را به گمانهزنيهاى ضعيف بكار گرفت تا احكام قطعى شرعى را منكر شد.
تعدد قرائات نيرنگى است كه تنها در متون دينى راه انداخته شده تا به آسانى آنرا بدور اندازند و گرنه ندر موارد متون كتب علمى و فلسفى و قوانين اساسى و مصوبات سازمان ملل و حكومتها و متون تاريخى و اسناد رسمى و قضايى، هيچ خبرى از آن نيست، و اين موضوع بسيار در خور توجه مىباشد. و اصل اين نيرنگ از غرب است كه از دين بى محتوى و مخالف عقلانيت مسيحيت سر زده شدهاند و فكر مىكنند اسلام هم همانند مسيحيت است كه چيزى براى بشريت ندارد.
كسانى كه احكام دينى را بر اساس فرهنگ غربى (اعلاميه جهانى حقوق بشر، حقوق زن و امثال آنها) مىسنجند و عقلانيت را در موافقت احكام دين با فرهنگ مادى غرب مىدانند، متعلق به يكى از دو دستهاند؛ يا ضعيف الايمانهايى هستند كه صنعت غرب قلبهاى آنان را ربوده و مى پندارند كه همه عادات و رسومات مورد پذيرش غربيها واجد عقلانيت است و بيرون از آن مخالف عقلانيت. ما از تفكر اين خودباختهگان متاسفيم و آرزو داريم كه اينان مطالعات عميقى در فرهنگ غرب انجام دهند تا بدانند كه فرهنگ مادى مذكور جز غرور و
[١] - جمعى از اهل سنت بجاى عقل، قياس ظنى را دليل قرار دادهاند.