مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٨ - فايده بيست و يكم توحيدى عبادى
مفهوم با هم متغايراندو مصداق آنها يكى مىباشد. اين نظريه شيعه اماميه و فلاسفه و احتمالا جمعى از معتزله مىباشد و براهين عقلى و احاديث وارده از طريق اهل بيت (ع) آنرا تثبيت مىنمايند. متكلمين اشعرى- اهل سنت- صفات ذاتى را، ممكن الوجود و از لازمه ذات واجب الوجود مىدانند.[١]
٤- توحيد خالقى؛ يعنى آفريدگار كائنات به تمام اجزا و ذرات موجودات، تنها خداوند تبارك و تعالى مىباشد. آيات مباركه قرآن مجيد و اتفاق همه مسلمانها بر آن دلالت دارد، و عقل به آن صريحا حكم مىنمايد. در مورد افعال اختيارى انسان، بايد متوجه شد كه توانايى و قدرت ما بر بجا آوردن عمل از طرف خداوند است، لا حول و لا قوة الا باللّه، ولى انسان تنها انتخابگر است، كه به انتخاب و اختيار و اراده، آن قوت و قدرت خدادادى را، در راه بندگى خداوند و اعمال خوب و يا در راه معصيت و شر مصرف مىنمايد. و چنانچه بنده در كارهاى خود اختيار نمىداشت و مجبور مىبود، تكليف او بىفايده مىشد.
٥- توحيد تدبيرى؛ يعنى خداوند همه جهانهاى مخلوق را تدبير و اداره مىكند و تنها اراده او موثر است و اگر ملائكه پارهاى از امور را
[١] - اقوال ديگرى هم در اين مورد وجود دارد و به« شرح مواقف» جرجانى مراجعه شود.