مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٢ - فايده بيست و ششم چالشهاى نبوتها
(احتمالا به اين جهت كه سران متكبر قريش پيش خود خواهند گفت پيروان او كور و فقير هستند) و روى خود را از او گردانيد و مشغول صحبت آن دسته شد. در اين هنگام اين آيات نازل شد.
عَبَسَ وَ تَوَلَّى أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى، وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى وَ هُوَ يَخْشى فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى
چهره در هم كشيد و روى برتافت از اينكه نابينا نزد او آمده بود، تو چه مىدانى شايد او كسب تزكيه و پاكى كند و يا متذكر گردد و اين تذكر بحالش مفيد افتد، اما آن كس كه اظهار بىنياز مىكند تو به او روى مىآورى در حاليكه اگر او نفس خود را پاك نسازد چيزى بر تو نيست.
اما كسى كه به سراغ تو مىآيد و تلاش (براى كسب علم) مىكند و از خدا مىترسد تو از او (به ديگران) مشغول مىشوى.[١]
گفته مىشود بعدها هر از گاهى كه آن حضرت (ص) ابن ام مكتوم را مى ديد مىفرمود خوش آمد كسى كه بخاطر او خداوند مرا مورد عتاب قرار داد و در يكى از سفرها او را جانشين خود در مدينه قرار داد.
در قرآن مجيد به اولين پيامبر اولى العزم حضرت نوح (ع) و آخرين پيامبر اولى العزم حضرت سيد المرسلين (ص)[٢] دستور مىرسد كه مومنين (ضعيف و بىچاره) را از خود نرانند و طرد ننمايند.
[١] - اين سرزنش و عتاب دليل بارز بر خدايى بودن قرآن مجيد است وگرنه هيچ رهبرى راضى نمىشود در نظر مردم سرزنش شود.
[٢] - اين سرزنش و عتاب دليل بارز بر خدايى بودن قرآن مجيد است وگرنه هيچ رهبرى راضى نمىشود در نظر مردم سرزنش شود.