مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٢ - آخرين ميخ بر تابوت دموكراسى
آخرين ميخ بر تابوت دموكراسى
در پايان اين بحث آخرين ميخ را بر تابوت دموكراسى مىكوبيم، و آن اينكه هر واحد انتخابى يك نفر و يا دو نفر را براى مجلس شورى وكيل مىگيرند و به آنان اختيارات تصويب قانون را مىدهند و فرض كنيم اين وكالت و نيابت صحيح باشد، در حاليكه صحيح نيست و بيان آن در مقاله پيشتر زير عنوان ليبرال دموكراسى گذشت، ولى راى اين دو يا چند نفر در تصويب مصوبات مجلس شورا (هر دو اطاق آن) كافى نيست، بلكه بايد اكثريت نمايندگان مجلس به آنها راى بدهند. و راى آنان بر همه ملت و مردم كشور نافذ است. سئوال اساسى براى تمام مردم و ساكنين ولسواليها و مراكز ولايات اين است كه چرا آراى افرادى كه به هيچ وجه مورد اعتماد آنان نبوده و حتى در نظر آنان مجهول مطلق مىباشند، نافذ باشد؟
اين مشكله لا ينحل هيچ جوابى ندارد و دموكراسى را رسوا مىسازد و اگر كسى بگويد كه غير از آن راهى نيست، مىگوييم بلى، ولى دموكراسى نيست ضد دموكراسى است، منتهى اضطرارى و چاره ناپذير. پس دروغ نگوييد كه مجلسين تجلىگاه دموكراسى است، بلكه نفوذ مصوبات مجلس بر همه مناطق حتى مناطقى كه وكيلان آنان مخالف اين تصويب بوده استبداد صرف است.
خواننده عزيز بايد به جزء اول اين كتاب مراجعه كند كه در آنجا دو مقاله ديگر در كشف افشاى حال زار و دروغين دموكراسى غربى نوشته شده و آن دو مقاله را نيز مطالعه كند.