مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠١ - سيزدهما دموكراسى يا استخدام اكثريت؟
توسط تلويزيونها و راديوها و رسانههاى نوشتارى و انترنت و غيره به اقسام گوناگون، مردم را به پاى صندوقهاى راى مىآورند و افراد بهتر از آنان بخاطر عدم عضويت در حزب و نداشتن امكانات اقتصادى خود را مطرح نمىتوانند، و اين تنها جمعى از سياستبازان حرفهاى هستند كه از كانال احزاب باسابقه، خود را بر مردم تحميل مىكنند و با تفاوت آراى اندكى بر رقيب خود پيروز مىشوند، و ميليونها تن به راىدهى رغبت نمىكنند، و اين حالت دورترين حالات حكومت مردم بر مردم است.
يك نظريهپرداز غربى همانند رابرت دال، دموكراسى را چيزى بيش از تعدد و رقابت نخبهگان به شمار نمىآورد، از ديد او ديكتاتورى حكومت يك اقليت، و دموكراسى حكومت چند اقليت است.
رابرت ميخلزى نظام دموكراسى نخبهگرايى و جوامع را محكوم به قبول حكومت «اقليت متنفذ» دانسته است.
كنترول نخبهگان بر تصميمگيرى سياسى دموكراسى معاصر، مانع از توسعه برابرى اجتماعى و اقتصادى نيز شده است. به هر حال دموكراسى نخبه گرايى امروزى، دموكراسى نه حكومت اكثريت و تودههاى مردم، بلكه حداكثر وسيلهاى براى مشورت با اكثريت و حفظ منافع اقليتها است. فهم مردم براى رسيدگى به امور پيچيده كافى نيست، نقش آنان تنها بايد رضايت دادن باشد نه حكومت كردن.
دموكراسى واقعى آن است كه حكومت از خواستها و تقاضاهاى مستقيم تودهى مردم صورت گيرد، ولى در قرن بيست و بيست و يك نظريه پردازى درباره دموكراسى گرايش ضد اكثريتى پيدا كرده است.