مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٧ - هفتما صورى بودن برابرى
اينكه حكومتهاى گوناگون خود را دموكراتيك مىخوانند، به دلايلى چندان شگفتآور نيست، زيرا سنت انديشه دموكراتيك بسيار گسترده و مشحون از انديشههاى متفاوت و حتى متعارض درباره مبانى پيدايش دولت، نهاد انسان، كار ويژههاى حكومت و غيره است.
ششما: بعضى از دانشمندان از مهمترين تعارضهايى كه در دموكراسى مطرح بوده، تعارض بين دو اصل آزادى و برابرى (دو اصل از سه اصل دموكراسى كه در اول اين بحث ذكر شد) را مىدانند، اين تعارض بسيار ساده و روشن است.
اگر همه مردم برابر شمرده شود، آزادى آنها به خطر خواهد افتاد، زيرا ايجاد برابرى محتاج مداخله دولت در زندگى افراد و تحديد آزادى هاى (منفى) آنها است. و اگر همه مردم آزاد گذارده شوند خواه ناخواه برابرى افراد به خطر مىافتد؛ زيرا عموم افراد بوسيله اختلافهايى كه در ثروت، قدرت، و مانند آن دارند پس از مدت كوتاهى، در مقابل ديگران سعى در برترىجويى مىنمايند.
به هر حال بيشتر متفكران متفق القولاند كه اين دو غايت عظيم دموكراسى تا حدود زيادى با يك ديگر متنافرند.
هفتما: صورى بودن برابرى
گفته شده كه اصل برابرى يكى از سه اصل مشترك دموكراسى است، ولى آنچه واقعا در اين شيوه حكومتى پذيرفته شده، مساوات اسمى بوده كه در زير لواى آن بر بسيارى از نابرابرىهاى واقعى در جامعه سرپوش