مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٥ - مطلب ششم
بود- روايات مختلف بود من چنين و چنان بين متعارضات جمع نمودم و نتيجه چنين شد و موضوع را بيان داشت، وقتى صحبت او تمام شد گفتم عمليه استنباط شما اشتباه بوده، تساقط روايات موجب رجوع شما به اصل عملى نمىشود، چون عموم يا اطلاق قرآنى فوق وجود دارد (آيه را خواندم و يا به آن اشاره كردم) و مقتضاى آيه حكم كذائى است كه مخالف حكم شما مىباشد، ايشان فهميد كه از آيه غفلت نموده و ساكت شد.
اگر در بين فقهاى شيعه چنين مشورههاى رواج مىداشت يك مقدار از اختلافات اراء كمتر مىشد. و اين مشوره براى آنهاييكه در ابتداى اجتهاد قرار دارند بسيار مفيد و حتى لازم است، در كل همانگونه كه استفاده از مال و پول مردم براى او منفعت دارد، بيشتر از آن مشوره فكرى و علمى با ديگران منفعت دارد. احتمالا چندين مرتبه نظر استاد خود حضرت آقاى خويى رحمه اللّه را پس از درس تغيير دادهام و مسلما ايرادهاى شاگردان بر استاد در مجموع مفيد مىباشد. گاهى شايد غرور استاد اجازه ندهد صريحا اقرار به اشتباه خود كند ولى در باطن آنرا مىپذيرد. بهر حال استنباطكننده ابتدايى به اراء و نظريات ابتدايى خود مغرور نشود و آنها را احكام شرعى فرض نكند، پس از گذر از مرحله ابتدايى دوباره در آراى خود تجديد نظر نمايد كه بقول معروف نظر ثانى ادق و اعمق است.