مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٤ - فايده سيزدهم فلسفه، علم و دين در جهت دهى آدمى
توفيق كامل را بدست نياوردهاند. عوامل بازدارنده و مخالف هم در ميان مردم وجود داشته كه آنان را به پرستش بتهاى بيجان و مصنوع دست بشر يا پرستش بعضى از پديدههاى طبيعى و يا حتى پرستش شرمگاه زن و يا پرستش شيطان و يا انكار خدا و پذيرش مبدا بودن ماده، رانده است.
اين عوامل، جهل و خرافات، تقليد كوركورانه از آبا و اجداد، انس با محسوسات، غرور، تكبر و باور نداشتن به مقام انسانيت و فرو رفتن در گودال شهوتها و هوسها، وسوسه شياطين جن و انس و امثال آنها مى باشد. قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ!
و به عبارت ديگر؛ مانع عمده در مسير حق، بعلاوه نادانى و آثار آن از تقليد و آثار مخرب محيط، غرايز داخلى وجود انسان است كه تن پرورى و راحتطلبى، حرص و بخل، تكبر و علاقه شديد به لذتهاى عاجل، كراهت تحمل محروميتها براى تربيت نفس و تقويه ظرفيت روح هر چند كه آثار سعادتمند آن در جهان ديگر به ابديت متصل باشد، فراهم مىآورد. بلى، غرايز در وجود ما واقعيت دارد و بدون آن زندگانى و حتى زندگى دچار اختلال و حتى در معرض نابودى قرار مىگيرد.[١]
[١] - مثلا اگر انسان بسوى جلب منفعت و دفع ضرر نرود به زودى در معرض هلاكت قرار مىگيرد.