مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٢
نمىدهم و اگر يكى از اين سه فضيلت براى من مىبود بهتر از شتران سرخ مو بود:
١- از رسول خدا شنيدم ... كه به على فرمود آيا راضى نمىشوى كه تو به منزله هارون از موسى نزد من باشى؟ مگر اينكه بعد از من نبوتى نيست.
٢- از ايشان زور خيبر شنيدم كه فرمود: همانا پرچم را به مردى عطا خواهم كرد كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارد.
٣- وقتى اين آيه نازل شد: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ» رسول خدا على و فاطمه و حسن و حسين را خواند و فرمود خدايا اينان اهل من هستند.
(صحيح مسلم، ج ١٥/ ١٧٦ و رجوع شود به جامع ترمذى، ج ٣/ ٢١٤)
٢١- انس: پيامبر (ص) سوره برائت را به ابى بكر فرستاد، بعد ابو بكر را طلبيد و فرمود سزاوار نيست براى احدى كه از طرف من تبليغ كند اين موضوع را مگر براى مردى از اهل من، على را طلبيد و برائت را به او داد. (جامع ترمذى، ج ٣/ ٥٥ و اين حديث متن ديگرى هم دارد. همان مصدر)
٢٢-
على: و الذى فلق الجنة و برأ النسمة انه لعهد النبى الامى الى: ان لا يحبنى الا مؤمن و لا يبغضنى الا منافق.
(صحيح مسلم، ج ١/ ٦٤)
٢٣-
عن حنش عن على عليه السلام[١]: بعثنى رسول اللّه الى اليمن قاضيا، فقلت يا رسول اللّه ترسلنى و انا حديث السن و لا علم لى بالقضاء فقال: ان اللّه يهدى قلبك و يثبت لسنانك ... فمازلت قاضيا او ما شككت فى قضاء بعد[٢]
[١] - بدانكه ابى داود عادتش اين است كه در همه جا يا اكثر موارديكه نام على يا فاطمه را ذكر مىكند جمله عليه( يا عليها) السلام را ذكر مىكند.
[٢] - سنن ابى داود ج ٣، ٣٠٠.