مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٨ - تجربه سوم
مورد رضاى من است. و نيز در تحقيق مطالب كفاية الاصول كه شرحى بر آن مىنوشتم و كتب زياد را مطالعه و نظر خود را انتخاب مىكردم، آن شرح بعدا در اول تسلط كمونستان بر افغانستان و رفتن من به حج و سوريه و سپس به ايران همانند پاره ديگر از نوشتهها و كتابهاى من از بين رفت.
تجربه سوم
روزى در قندهار پس از مدتى كه از نجف اشرف آمده بودم و مشغول جماعت و خطابت و موعظه و درس بودم (آن وقت منزل ما در بازار توپخانه نزديك چوك آن بازار بود) حكم يك امرى كه فعلا از يادم رفته در ذهن من مورد ترديد قرار گرفت كه آيا حرام است يا جايز؟
بلافاصله بذهنم رسيد كه وقتى مثل اين بنده كه چندين سال درس خارج فقه را خوانده است و حكم اين عمل براى او روشن نيست مردم مسلمان عوام چگونه اين حكم را بدانند و بالاخره تصميم گرفتم بايد كتابى بنويسم كه همه محرمات نفسى را گردآورى و ادله آنها را پيدا كنم، و فورا در پهلوى ساير وظايف روزانه خود به آن مشغول شدم ابتدا قرآن مجيد را مطالعه و محرمات آنرا در دفترى به ترتيب حروف تهجى يادداشت كردم، سپس كتاب وسايل كه در بسيت جز چاپ شده بود مطالعه و محرمات شرعى را بهمان ترتيب ياداشت نمودم و بعد به تاليف كتابى بنام «حدود الشريعه فى محرماتها» مشغول شدم و تقريبا به مدت دو سال. و اين كتاب در دو جزء به اتمام رسيد.