مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥ - فايده دوم بى دينى مدرن
اين تهاجم نه قانون اساسى كشورهاى محتاج و فقير شراق را مى شناسد و نه تصميمات و تصويبات قوه مقننه و قوه مجريه و قوه قضائيه را، و نه استدلال و عقلانيت را گوش مىدهند، تنها حرف متحد المآل آنان اين است كه اگر چنين نشد ما كمكهاى خود را قطع مىكنيم و بدتر اينكه مسئولين بالاى دولتى را بدورى از منصب آنان تهديد مىكنند و بدين ترتيب، استقلال سياسى و حاكميت ملى را لگد مال مىنمايند و نتيجه آن پيروى مسئولين دولتى از دستورات آنان خواهد بود.
اصل سوم: اگر اين اصل مانند بعضى اصول ديگر در كلمات بعضى از مدعيان روشنفكرى و اصلاحطلبان داخلى به صراحت بيان نشده باشد، مراد همانست كه گفتيم؛ زيرا مخالفت با احكام شرعى و فقهى مخصوص به مواردى است كه با فرهنگ غربى مخالفت داشته باشد و نه در خارج آن موارد، و اگر موردى پيدا شود استثنايى خواهد بود كه نگارنده آنرا نديده است. من اين جملات را براى اطلاع و بازگشت اين دو دسته (خودباختگان و خودفروختگان) بيان نمىكنم كه زحمت بيهوده است، بلكه هدف من بيدار ساختن افكار جوانان كشور است كه از نظر عاطفى دوستداران دين و استقلال سياسى كشور و حاكميت ملى و استقلال فكرى هستند، ولى از نظر معلومات بحدى نيستند كه بتوانند بمبارزه فكرى و منطقى در مقابل دو دسته مذكور بدفاع برخيزند.