مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١ - فايده دوم بى دينى مدرن
ولى قهرا مخصوص به متخصصين آن رشته است و آنانيكه تخصص ندارند، نمىتوانند در آن رشته اظهار نظر كنند؛ مانند اينكه بقالها در طب و زرگرها در فزيك و مسگرها در روانشناسى و يا دانشمندان يك رشته در رشته ديگر كه فاقد تخصص در آن مىباشند- اظهار نظر كنند. جمعى كه در يك رشته از علوم تجربى و يا علوم انسانى تخصص دارند، امروز در اصول عقايد اسلامى يا در تفسير و يا در فقه و يا در ساير علوم اسلامى اظهار نظر مىكنند كه هم خود گمراه مى شوند و هم جمعى ديگر را به بىراهه مىببرند.
مسلمانان خردمند نبايد در اين فهم دين گول اين دسته مغرور را بخورند تا از دين خدا بدور نروند و بايد از متخصصين فاضل و متبحر دينى، دين را بفهمند. گاهى همين دسته مغرور، از قرآن و يا فقه و يا حديث مطالبى را استنباط مىكنند كه واضح البطلان است و قلب و قالب دين از آن بيزار است و اسفناكتر اينكه جمعى از محصلين غافل هم از آنان پيروى مىكنند كه استاد ما مثلا در فزيك ماهر است و بايد نظر او را در امور دينى پذيرفت!! مسلما اين عده از محصلين روز قيامت سخت پشيمان خواهند شد.
خلاصه حرف ما در اصل اول و دوم اين شد كه الفاظ قرآن و معانى آن هر دو از جانب خداوند است، و در قرآن و حديث چيزى از دستورات شرعى مخصوص يك عصر نيست. و رد كردن دستورى از دين ببهانه اختصاص آن به عصر رسالت و يا تاريخ گذشته، رد دين است و قرآن