گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢ - ٤ - سجده طويل مرحوم نائينى
هم در منزل داشتيم، يك روز قصه كرد: كه من شبى در حرم حضرت امير مشرف بودم و براى تجديد وضوء از حرم بيرون رفتم در رواق يا ايوان حرم محقق و نقاد علم اصول و استاد مراجع فعلى عراق آيت الله نائينى را ديدم كه در سجده خدا را تسبيح ميكند، ايستادم تا عمق حضور قلب و طول سجده او را ارزيابى كنم كه خسته شدم و پى كار خود رفتم و در محل معينى تجديد طهارت نمودم و برگشتم كه با كمال تعجب ديدم هنوز در سجده است و با خداى خود مشغول مناجات و تقديس و تسبيح مى باشد.[١] و اين طول سجود سخت مرا متعجب و متأثر ساخت.
آه كه حضور قلب و خشوع در عبادت چه لذتى و اثرى دارد، ما كه نماز و روزه و ساير عبادات را يكنوع تكليف خسته كننده مى دانيم و به حداقل واجب اكتفا ميكنيم و در عين حال فكر ما بجاهاى ديگر است، آيا روزى خواهد رسيد كه در حلقه ابتدائى ذاكران و خاضعان و ساجدان حق تعالى درائيم و عظمت لا يتناهى حق، روح پژمرده ما را روشن و پر كند؟
چرا ما از نماز و روزه خود لذت نمى بريم؟ چرا خضوع در دل ما نفوذ
[١] - نائينى مرحوم در اين عمل با امام صادق( ع) اقتدا كرده كه طبق حديثى در مسجد الحرام سجده طولانى نمود.( وسائل، ج ٦، ص ٣٧٩) و در حديث ديگر راوى ميگويد: بر امام صادق در يك سجده اش ٥٠٠ تسبيح را حساب كردم. و در حديث سومى آمده است كه سجده امام باقر( ع) در دل شب آنقدر طولانى ميشد كه فكر ميكردند ايشان خواب رفته اند.