گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩ - ٣ - روح قوى سيد ابوالحسن(قدس سره)
|
امشب صداى تيشه از بيستون نيامد |
شايد به خواب شيرين فرهاد رفته باشد |
|
اين شعر لطافت دارد، ممكن است (خواب شيرين) صفت و موصوف باشد و ممكن است كه مضاف و مضاف اليه باشد. چون شيرين زن مورد علاقه فرهاد بوده است.
٣- روح قوى سيد ابوالحسن (قدس سرّه)
دانشمند و فقيه نامدار سيد ابوالحسن اصفهانى (قدس سرّه) به جائى رسيد كه مرجعيت شيعه در زمان ايشان منحصر به ايشان شد و قسمت عمده شيعه در احكام فرعى از ايشان تقليد ميكردند، من يادم است كه كوچك بودم و يك روز جمعه صبح پشت بامى در بازار هرات شهر ما قندهار بچه هاى بزرگتر كاغذپرانى ميكردند و من بازى آنان را تماشا ميكردم. كسى همانجا گفت كه سيد ابوالحسن مرحوم در نجف اشرف بدرود زندگى نمود.
همان شيخ مهدى مازندرانى سابق الذكر قصه ميكرد كه خودش يا طالب العلم ديگرى نامه اى خدمت ايشان نوشتند و تقاضاى كمك نموده بود كه شايد فرداى همان روز پسر دانشمند و با كمال ايشان مورد سوء قصد سنگدلى در نجف واقع شد و سرش را از تن جدا كردند. نويسنده نامه ميگفت: من تأثير كشته شدن فرزند با كمال بر روح پدر را مى دانستم و لذا از كمك كردن فورى سيد معظم له به خود نا اميد شدم و هنگام تشييع جنازه و آوردن آن در صحن مطهّر حضرت امير (ع) آقاى سيد ابوالحسن (ره) در