گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - ٢ - نصايح صاحب كفاية
حاضر بودند. ايشان گفتند كه ماه رمضان نزديك است، بايد بى استفاده نمانيم و در اين ماه مبارك درس اخلاق برگزار است و آقايان بيايند.
شيخ مهدى مرحوم گفت: شبى از شبهاى رمضان باز زير درس رفتم كه به خاطر كودكى خود از صحبتهاى آخوند مرحوم استفاده نبردم، ولى اين مطلب هنوز بيادم است كه در مقام نصيحت به طلاب ميفرمود: آقايان امروز هرجا شهريه بود براى درس آنجا مى رويد و مسئله استفاده علمى كمتر مطرح است در حالى كه بايد تنها به فكر تحصيل علم باشيد، من از شاگردهاى فاضل شيخ انصارى (قدس سرّه) بودم و ضمنا همسايه در به ديوار ايشان بودم كه اگر با اهل خانه خود صحبت ميكردند من حرفهاى ايشان را ميشنيدم و چنانچه من با اهل خانه خود صحبتى ميكردم ايشان صداى مرا مى شنيدند.
شيخ مرحوم مرجع همه مؤمنين بودند و از همه جا وجوهات را براى ايشان مى آوردند و من بسيار مستمند و در مضيقه بودم ولى نه شيخ مرحوم به من كمكى ميكردند و نه من در ذهن خود تصور كمك ايشان را نمودم و به خاطرم خطور نكرد كه استاد بايد به من كمكى بكنند!
مؤلف!
جمله اخير صاحب كفايه الاصول (قدس سرّه) براى طلاب و محصلين حوزه هاى علمى كه درس خارج ميخوانند بسيار آموزنده و تكان دهنده است كه بايد آن را به گوش جان بشنوند و مناسب نيست اين موضوع اسفناك در اين كتاب باز شود. در خانه اگر كس است، يك حرف بس است. از مجموع