گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨ - ٢ - نصايح صاحب كفاية
تاريخ زندگانى صاحب كفايه (ملا محمد كاظم هروى يا خراسانى) بر ميآيد كه با فقر شديدى درس مى خوانده اند و همت عالى ايشان هيچگاه مغلوب حوائج مادى نشده است و لذا خداوند او را به مقام بزرگ علمى رساند «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ...»[١] شكى نيست كه پايدارى در مقابل مشكلات و علو همت و تلاش در راه تحصيل علم حتما مقرون با پيروزى و كاميابى مى باشد، دون همتى و هوسبازى و نازنازى شدن، روسياهى و ناكامى را در پى دارد.
گفته ميشود صاحب كفايه الاصول اصلا از افغانستان بوده و وقتى كه به مرجعيت رسيده زندگانى مرفهى داشتند و روزى بايشان پيشنهاد ميشود تاجرى از ايران در منزل است و مى خواهد وجوهات خود را تقديم بدارد اجازه دهيد بعضى از فرشهاى اتاق را به اتاق ديگر ببريم! ايشان مخالفت ميكنند و ميگويند من چنين زندگانى ميكنم و مقلداينم بايد به همين كيفيت مرا بشناسند (و رياءكارى را نمى پسندم) استاد محترم ما شيخ صدرا (قدس سرّه) حكايت ميكرد:
شبى صاحب كفايه (قدس سرّه) (به خاطر تفكر در مباحث علمى و يا مشكلات ديگر بى خواب ميشود، و در راه رفتن اين شعر را با خود زمزمه ميكند:
[١] - قرآن كريم( ٣٢/ ٢٤)